فوتبالِر یا پروگرمیست

ذهنم دائما دنبال مرتبط کردن موضوعات مختلفِ و این داستان تا جایی پروبال داده شد که به نوشته شدن این مطلب منجر شد. برای کسی که همه عمرش درگیر فوتبال بوده و تو دانشگاه کامپیوتر خونده چه موضوعی می­تونه جذابتر از پرداختن به زوایایی ازشون باشه که شاید کمتر بهشون پرداخته شده؟ برنامه نویسی و فوتبال.

قبل از شروع خواستم در مورد سابقه این موضوع جستجو کنم تا بتوانم مطلبی جامع­تر بنویسم منتها در کمال تعجب متوجه شدم که فقط در چند سایت انگلیسی در مورد چنین موضوع به ظاهر بی­ربطی صحبت شده که خب بدیهی که در منابع فارسی زبان همچین تاپیکی وجود نداشت. سعیم این بوده که تا جایی در توانم باشد بتوانم به صورت تیتر­وار به این مطالب هم بپردازم .

به طبع بین این دوتا شغل شباهت ظاهری وجود ندارد امّا اگر ریزبین شویم و به این موضوعات علاقه­مند باشیم کم کم متوجه شباهت­هایی در ماهیّت آنها خواهیم شد.

اولین مورد که ممکنه خیلی زود بهش توجه کنید ، در نحوه ی کار و مدیریت آنهاست. ممکنه اکثر کسانی که برنامه نویس هستند، فریلنسر باشند یا به کار گروهی اعتقادی نداشته باشند در صورتی ذات بازی فوتبال همکاری است، نگران نباشید تا انتهای مقاله همراه ما باشید.

جوانگرایی

قاعدتا در اکثر سیستم ها تمایل به جذب نیروی جوان وجود دارد اما وقتی به حوزه­ی فوتبال نگاه کنیم داستان متفا ، اخیرا در تیم­های مطرح اروپایی شاهد بودیم بازیکنان با­استعداد از سن حدود 16 سالگی به تیم بزرگسالان راه پیدا می­کنند که این بازیکنان در سنین حدود 20 سالگی بازیکنانی کارا و با­تجربه محسوب می­شوند.

احتمالا کسانی که در بخش جذب برنامه نویس کار کرده­اند به این نکته پی برده­اند. در سالهای اخیر مدیران شرکت­ها میل شدیدی به استفاده از نیروی جوان، پرتلاش و خلاق بوده­اند. در این مورد نیازی نیست برای مثال زدن به شرکت­های تاپ کامپیوتری دنیا نگاه کنیم چرا که در بعضی شرکت­های پیشرو در ایران نیز این رویکرد در نظر گرفته شده است. اگر همانطور که ستارگان مطرح فوتبال را دنبال می­کنید، احوال ستارگان برنامه­نویسی دنیا را نیز جویا شده باشید به این نکته پی خواهید بُرد که دیگر صرف بلد بودن برنامه نوشتن با یک زبان خاص مطرح نیست بلکه سیستم جذب نیرو از داشتن “توانایی” های مورد نیاز شرکت که شامل موارد آموختنی است به داشتن “ارزش”های همسو با سازمان تغییر کرده است.

لزوم لذت بردن از کار

نیاز به تحقیق و جستجو نیست تا باور کنیم که انجام کارهای تکراری و اجباری باعث از بین بردن انگیزه و نارضایتی می­شود که این روش کاری قطعا باعث کم شدن کیفیت کار می­شود. خب به طبع در کار برنامه نویسی این روش معمول­تر است که به اشخاص کارهای تکراری سپرده می­شود و اما راه حل چیست؟ شرکت گوگل 20% وقت کارمندان خود را آزاد گذاشته است تا روی پروژه­های خود کار کنند. مرسوم است که برای نگه داشتن انگیزه کارکنان شرکت باید آنها را بین بخش­های مختلف پروژه چرخاند. در فوتبال مربیان نقش مدیران شرکت را بر عهده دارند و باید نهایت سعی خود را برای نگه داشتن روحیه بازیکنان خود انجام دهند چه بسا بارها همه­ی ما شنیده­ایم که مربیان موفق فوتبال روانشناس حرفه­ای نیز هستند.

القای حس مفید بودن به اعضای گروه

اگر اعضای تیم احساس کنند امکان پیشرفت مهیا نیست قطعا احساس مفید بودن نخواهند کرد. برای این مهم باید شرایطی مهیا کرد تا امکان رشد به صورت پیوسته فراهم باشد. 76 درصد افراد در شرکت­های برنامه نویسی برای پیشرفت تمایل به تغییر محیط کاری دارند. در فوتبال نیز شرایط تفاوتی ندارد. ممکن بازیکنی بعد از مدتی نیمکت نشینی تمایل به تغییر تیم داشته باشد.

ما انسان هستیم

متاسفانه این چیزی است که خیلی وقتا فراموش می­کنیم و از افراد تیم انتظار داریم همیشه با 100% توان کار کنند در صورتی که فقط کامپیوتر می­تواند این چنین کار کند. معمولا کمتر کسی است که بتواند روزانه بیش از 4 ساعت متمرکز به صورت پیوسته انجام دهد. باید انتظارات معقول از همکارانمان داشته باشیم. در لیگ­های فشرده فوتبال نیز معمولا در اواخر لیگ بازده کاری بازیکن بسیار پایین آید و احتمال مصدومیت زیاد می­شود.

گرم و سرد کردن را فراموش نکنید

بی­شک همه ی ما با اهمیت گرم و سرد کردن در ورزش و به خصوص در فوتبال آشنا هستیم منتها شاید کمتر به این موضوع در برنامه نویسی توجه کرده باشید. کمی دور از ذهن است که ما بلافاصله بعد از بیدار شدن از خواب پشت میز کامپیوتر بنشینیم و شروع به نوشتن اسکریپت دلخواه­مان کنیم. برنامه نویسان حرفه­ای معمولا قبل از شروع کار اصولی تعریف شده از قبیل نوشیدن قهوه و یا برنامه­ریزی زمان برای به پایان رساندن تمام کارها را دارند. Cal Newport به وضوح در کتاب Deep Work به آئین تعطیل کردن کار پرداخته است. این راهی است که می­توانیم با منحرف کردن تفکر به کارهای نامرتبط به کار به ذهن فرصت آرامش دهیم.

از بادی غافل نشوید

اگر کمی در مورد زندگی خصوصی بازیکنان فوتبال کندوکاو کرده باشید به اهمیت تغذیه، خواب و در راس آنها “بدن” پی خواهید برد. یقینا کیفیت مواد مغذی مصرفی بین این دو شاخه مورد بحث متفاوت خواهد بود. فوتبال شغلی جسمی است و به طبع برای محافظت از آن نیاز به مصرف مواد مغذی و پرانرژی برای بدن نیاز خواهد بود و اما در برنامه نویسی نیز نیاز به مصرف موادی مفید برای برای افزایش قدرت حافظه و تمرکز خواهد بود. به عنوان مدیر شرکت نمی­توان کارکنان مجبور به داشتن رژیم غذایی خاص کرد اما می­تواند بر انتخاب آنها تاثیر گذاشت.

چند پُستِ باشید

در فوتبال مدرن تیمی به معنای واقعی کامل است که بازیکنانی چند پست و کلیدی داشته باشد. در یک تیم برنامه نویس نیز قطعا به چند نفر فول استک کار نیاز خواهد بود تا در مواقع حساس کار بتوان از آنها استفاده کرد. شاید تا حالا اصطلاح­هایی چون “اقیانوس با عمق یک متر” شنیده باشید که شامل حال کسانی می­شود که در موضوعات مختلفی دستی­برآتش دارند ولی در هیچ­کدام از موارد تخصص ندارند. تازگی به اشتباه باین شکل پرداخته شده است که فقط نیروی متخصص فرصت شغلی مناسب را دارا هستند که در عمل بالعکس محسوب می­شود زیرا این افراد در صورت نیاز به متخصص شدن در هر حوزه فقط به دوره­ای کوتاه مدت احتیاج دارند و مدیران شرکت­ها را به سرمایه گذاری روی خودشان وسوسه می­کنند.

دوقطبی

سوال همیشه بی پاسخ ” مسی یا رونالدو؟ ” به ” جابز و گیتس؟ ” هم تعمیم دهید و نظرتونُ برام بنویسید.

پایان

نوشته فوتبالِر یا پروگرمیست اولین بار در ویرگول پدیدار شد.

گردآوری توسط ایده طلایی

چطوری خدای پایتون بشم؟ خوان دوم

خب وقتی اینجایی، یعنی با پایتون آشنایی و یه مقدار هم دست به کد شدی قبلن. اگر نه، این مطلب منتظرته: چطوری خدای پایتون بشم؟ خوان اول.

حل مسئله

برنامه‌ نویسی در واقع مهارت حل مسئله است. حل مسئله یه فراینده که با فکر کردن به مسئله شروع می‌شه، بعد به طراحی راه حل هم می‌رسه، و در نهایت این راه حل محاسبه می‌شه و نتیجه به دست می‌آد. ولی یه مشکلی هست: شما ممکنه بتونی خیلی زود بفهمی که راه حل چیه. اما آیا این به تنهایی کافیه؟ نه. وقتی که دست به کد می‌شی، می‌بینی که توی فارسی خوب جواب رو می‌دونی، ولی نمی‌دونی به پایتون چطوری ترجمه‌ش کنی. راه حل چیه؟ تمرین و تمرین و تمرین. اونقدر که دیگه به‌جای فارسی، از همون اول به پایتون فکر بتونی بکنی.

یکم عمیق‌تر: حل تمرین چرا مهمه؟

وقتی که با یه زبون آشنا می‌شی و یه تیکه کد به اون زبون می‌بینی، ممکنه به خودت بگی که «به به، همه‌ش رو بلدم دیگه، برنامه‌نویس شدم، تمام» ولی خب این خیلی با حقیقت فاصله داره. شما الان در مرحله‌ی «آشنایی» هستی. یعنی مغزت می‌تونه با دیدن یه کد، اون رو درک کنه، اما لزومن توان تولید همون رو نداره، هنوز 🙂 با حل تمرین، ما برنامه نویسی رو از آشنایی سطحی، تبدیل می‌کنیم به یک مهارت.

علاوه بر این، مغز ما، توان پردازش محدودی داره در هر لحظه. یعنی شما نمی‌تونی در آن واحد به همه چی فکر کنی. نتیجه‌ش اینه که خیلی زود خسته می‌شی. ولی یه استثنا هست: با تمرین و تکرار یک کار، برای مغز اون کار راحت‌تر می‌شه. مثالش هم همون ماجرای معروف رانندگی: اوایل مدام باید به همه‌چیز دقت می‌کردی (برای من واقعن نفس گیر بود اون اوایل) ولی بعد از یک مدت، کار به جایی رسید که انگاری بدون فکر انجامش می‌دی. (در حقیقت اتفاقی که افتاده اینه که در اثر تکرار، مغزت راحت‌تر می‌تونه تصمیم گیری کن در هر موقعیت و خیلی توان پردازشی کمتری لازم داره، وگرنه کار که همون کاره). برای برنامه نویسی هم همینه. تا وقتی که به تسلط نرسیدی، موقع حل مسئله (یا کار کردن روی یه پروژه) این تسلط نداشتن روی سینتکس، باعث می‌شه حجم زیادی از انرژیت صرف این کار بشه. ولی با تمرین؟ بعد از یه مدت می‌تونی تمام تمرکزت رو روی خود مسئله صرف کنی.

آموزش‌ها کافی نیستن

یه نکته‌ی دیگه اینه که آموزش‌ها هیچوقت کامل نیست. مولف همیشه محدودیت داره. نمی‌خواد متنش/ویدیوش طولانی بشه، وقت نداره همه‌چیز رو بهت بگه، یه سری چیزا شاید برای مبتندی گیج کننده باشن و… . خب چاره چیه؟ درگیر شدن با مسائل مختلف. چرا؟ جلوتر بهش می‌رسیم.

کجا برم برای تمرین خب؟

این چند تا سایت خیلی خفنن و می‌تونن به پیشرفتت واقعن سرعت بدن:

اولی: codewars.com
این سایت بهت کلی تمرین می‌ده که هشت سطح دارن. هشت آسون ترینه و یک سخت‌ترین. اینجوریه که همون اول بهت یه سوال نشون می‌ده حل کنی: این آسون ترین سواله. با حل کردنش امتیاز می‌گیری و سوال بعد سخت‌تره یه ذره. همینطوری هرچقدر که بیشتر پیشرفت کنی، سوال‌های جوندار‌تری نشونت می‌ده.
در ضمن، محدود به پایتون نیست. خیلی از سوالات رو می‌تونی با هرزبانی که خواستی حل کنی.

دومی: hackerrank.com
این هم مشابه بالاییه، ولی علاوه بر اون، یه سری مجموعه سوال هدفمند هم داره. این سوالا که هرکدوم برای یه حوزه‌ی خاصه، کمکت می‌کنه برنامه‌نویسیت رو در یک زمینه‌ی خاص بهتر کنی. مثلن ممکن روی طراحی بهتر الگوریتم بخوای وقت بذاری، یا برنامه نویسی مرتبط با آمار یا…؟ برو خودت ببین.

سومی: pythonchallenge.com
این رو من خیلی دوست دارم. می‌ری توش و اولین سوال رو می‌بینی و همین. آدرس سوال بعدی، درواقع جواب سوال فعلیه. تا حل نکنی از بعدی خبری نیست. رو مخه، نه؟ و خب تازه، نیازی به کد هم نیست. فقط جواب نهایی مهمه.
سایتی هست که شما سراغ دارید و من ننوشتم؟ ممنون می‌شم توی نظرات بگید که هم من و هم دوستان دیگه استفاده کنن.


برای بهتر نتیجه گرفتن پیشنهاد می‌کنم اینا رو هم بخونی:

زود نرو سراغ جواب

برای اینکه بیشترین سود رو از این سایت‌ها ببری، مهم اینه که حتمن روی سوال فکر کنی. یعنی چی؟ یعنی بعد از خوندن سوال، یه راست نپری قسمت جواب. نه! به هیچ وجه. این هیچ سودی نداره. باید باهاش درگیر بشی. حتمن حتمن حتمن حتمن دست به کد شو. روی خاک نمی‌شه شناگر شد. روی کاغذ و هوا هم نمی‌شه برنامه نویس شد. دست به کد شو زور بزن تا به جواب برسی. احتمالن دفعه‌ی اول و دوم به جواب نمی‌رسی، ولی این خوبه. با هر اشتباه، یه نکته‌ی مهم یاد می‌گیری احتمالن.

زیادم گیر نده

حالا اگر مشغول شدی و یهو دیدی سه ساعت گذشته و هنوز به جواب نرسیدی چی؟ نه دیگه. وقتشه بیخیال بشی بری…نه! الان قسمت دوم کار شروع می‌شه. یادته گفتم آموزش‌ها کامل نیستن؟ اینجا این ناقص بودنا خودشون رو نشون می‌دن. احتمالن برای حل این سوال نیاز به چیزی داری که توی مرجع آموزشیت نبوده (یا بوده و فراموش کردی،‌اشکال نداره). حالا وقت اینه که دست به جستجو بزنی. توی سوال یا توی راه حلی که به ذهن خودت رسیده، دنبال کلمات کلیدی بگرد. ببین آیا به تابع خاصی نیاز داری؟ نوع خاصی از شرط رو باید استفاده کنی؟ یا چی؟ برو توی یه موتور جستجو و بگرد ببین به کجا می رسی. حجم زیادی از یادگیری اینجا رخ می‌ده.

این قسمت برای کنجکاو‌هاییه که همه‌ش سوال می‌پرسن 🙂 اگر دوست داشتی می‌تونی ازش رد شی و بری سراغ مطلب بعدی.

یکم عمیق‌تر: حل تمرین چرا مهمه؟

وقتی که با یه زبون آشنا می‌شی و یه تیکه کد به اون زبون می‌بینی، ممکنه به خودت بگی که «به به، همه‌ش رو بلدم دیگه، برنامه‌نویس شدم، تمام» ولی خب این خیلی با حقیقت فاصله داره. شما الان در مرحله‌ی «آشنایی» هستی. یعنی مغزت می‌تونه با دیدن یه کد، اون رو درک کنه، اما لزومن توان تولید همون رو نداره، هنوز 🙂 با حل تمرین، ما برنامه نویسی رو از آشنایی سطحی، تبدیل می‌کنیم به یک مهارت.

علاوه بر این، مغز ما، توان پردازش محدودی داره در هر لحظه. یعنی شما نمی‌تونی در آن واحد به همه چی فکر کنی. نتیجه‌ش اینه که خیلی زود خسته می‌شی. ولی یه استثنا هست: با تمرین و تکرار یک کار، برای مغز اون کار راحت‌تر می‌شه. مثالش هم همون ماجرای معروف رانندگی: اوایل مدام باید به همه‌چیز دقت می‌کردی (برای من واقعن نفس گیر بود اون اوایل) ولی بعد از یک مدت، کار به جایی رسید که انگاری بدون فکر انجامش می‌دی. (در حقیقت اتفاقی که افتاده اینه که در اثر تکرار، مغزت راحت‌تر می‌تونه تصمیم گیری کن در هر موقعیت و خیلی توان پردازشی کمتری لازم داره، وگرنه کار که همون کاره). برای برنامه نویسی هم همینه. تا وقتی که به تسلط نرسیدی، موقع حل مسئله (یا کار کردن روی یه پروژه) این تسلط نداشتن روی سینتکس، باعث می‌شه حجم زیادی از انرژیت صرف این کار بشه. ولی با تمرین؟ بعد از یه مدت می‌تونی تمام تمرکزت رو روی خود مسئله صرف کنی.

بعد از انجام اینا، بیا برای خوان سوم، ولی قبلش:

اگر براتون مفید بود مطلب، با حمایت کردن ازش من رو دلگرم کنید برای تهیه کردن محتوا‌های بعدی. برای این کار می‌تونید از لایک کردن و کامنت کردن نظر و پیشنهاداتون شروع کنید و بعدش هم من رو توی توییتر دنبال کنید. شناسه‌ی من در توییتر: https://twitter.com/re_ke_mo

آماده ای؟ چطور خدای برنامه نویسی بشم – خوان سوم (به زودی)

نوشته چطوری خدای پایتون بشم؟ خوان دوم اولین بار در ویرگول پدیدار شد.

گردآوری توسط ایده طلایی

واکنش جامعه برنامه نویسان جهان به قتل جورج فلوید

قتل جورج فلوید ، شهروند سیاهپوست آمریکایی توجه بسیاری از رسانه های جهان را به خود جلب کرد ، جمله ای که او در لحظات آخر زندگی اش تکرار می کرد(I cant breathe) بار ها توسط متعرضان فریاد زده شد . مرگ جورج فلوید جنایتی است که شاید هیچکس نتونه نسبت به آن بی تفاوت باشه در این بین جامعه برنامه نویسان هم نسبت به این واقعه واکنش نشان دادند.

چه اتفاقی افتاد ؟

با اینکه احتمالا در روز های اخیر مطالبی را در مورد قتل جورج فلوید خوندید ولی این مطلب بدون توضیح مختصری از مرگ جورج ناقص میمونه.

جورج فلوید ، مرد سیاهپوستی بود که در تاریخ 5 خرداد 99 توسط دِرِک شووین مامور سفید پوست اداره پلیس مینیاپولیس به قتل رسید به این صورت که مامور به مدت 8 دقیقه و 46 ثانیه زانوی خودش رو روی گردن جورج گذاشته بود در حالی که جورج دستبند زده و با صورت روی خیابان بود .این اتفاق بعد از دستگیری فلوید به گمان استفاده از یک اسکناس 20 دلاری جعلی برای خرید سیگار رخ داد.رهگذران زیادی از این حادثه فیلم گرفتند ، فیلم ها نشون میداد که جورج مدام تکرار می کنه : نمی توانم نفس بکشم. بعد از این واقعه و با انتشار این فیلم در شبکه های اجتماعی اعتراضات زیادی در آمریکا نسبت به برخورد پلیس با سیاه پوستان شکل گرفت.

جامعه برنامه نویسان و خصوصا جامعه جاوا اسکریپت یک صدا در این باره موضع گرفتند و از حرکت های ضد نژادپرستی حمایت کردند. حمایت اون ها فقط گفتن جملات متداول و نمادین نیست بلکه به معرفی و پشتیبانی از سازمان ها و تجمعاتی که با تبعیض نژادی مقابله می کنند نظیر (the Equal Justice Initiative) می پردازند . سازمان مذکور یک سازمانی غیر انتفاعی است که با بی عدالتی های نژادی و اقتصادی مقابله می کنه و به طور مثال وکیل قانونی برای زندانیانی که ممکنه به اشتباه محکوم شده اند یا زندانیانی که وضع اقتصادی خوبی برای گرفتن وکیل مناسب ندارند و یا در کل از حق قضاوت عادله برخوردار نیستند فراهم می کنه.


تایپ اسکریپت (TypeScript)

در صفحه رسمی تایپ اسکریپت شعار زندگی سیاهان مهم است (Black Lives Matter) را به وضوح میشه دید و رنگ قالب سایت از آبی به سیاه تغییر کرده.

ری‌اکت (React.js)

جامعه ری اکت نیز این اتفاق را نادیده نگرفت و بنر حمایت از از سازمان the Equal Justice Initiative رو در صفحه اصلی خودش قرار داد . علاوه بر این در کنار واکنش رسمی ری اکت ، برنامه نویسان زیادی از React Core Team حمایت خودشون رو اعلام کردن. به خصوص اینکه صد ها نفر از کارمندان فیس بوک یک اعتراض مجازی به تصیم مارک زاکربرگ مبنی بر عدم واکنش به پست های جنجال برانگیز ترامپ در مورد معترضان برگزار کردند.

https://www.hindustantimes.com/world-news/hundreds-of-facebook-employees-walk-out-over-zuckerberg-s-inaction-on-trump-s-posts/story-36GpTo94FnMp8xGfOxqAvJ.html

نود جی اس (Node js)

سایت اصلی نود جی اس قالب صفحه اصلی خودش را کاملا تغییر داده و در پایین شعار BlackLivesMatter اسامی سیاه پوستانی که به تعبیر خود سایت مورد وحشیگری پلیس آمریکا واقع شدن رو گذاشته و زیرش نوشته :

برتری سفید و وحشیگری پلیس مشکلات جهانی است. هر زندگی سیاه [پوستی] که در اثر قتل پلیس از دست رفت در سطح جهانی دارای اهمیت است. لیست فوق حاوی اسامی سیاهپوستانی است که از سال 2009 به واسطه وحشیگری پلیس در ایالات متحده به قتل رسیده اند. به همین خاطر است که ایالات متحده آمریکا منشأ جنبش Black Lives Matter و در حال حاضر قلب مقاومت است.

در ادامه هم لیستی از صندوق رسمی یادبود جورج فلوید گرفته تا برخی کمپین ها برای افرادی که اون ها هم داستان مشابه جورج دارن رو برای دونیت و کمک قرار داده .

اتفاق زیبا تر و قابل توجه تر یه جورایی بیانیه ای هست که بعدش نوشته و خلاصه اش این هست که می خوان برای فعال تر شدن و پیشرفت جامعه سیاهان کار هایی انجام بدین مثلا پژوه هایی رو که توسط افراد سیاه پوست ایجاد میشه رو به اشتراک بزارن و همچنین خواستن که هر راهی که به نظرتون برای کمک به جامعه سیاهان، مفید میاد رو به این ایمیل (blacklivesmatter@nodejs.org) ارسال کنید.

در ادامه اومده :

مسئولیت برچیدن برتری سفید بر عهده جامعه سیاه [پوستان] نیست ، این مسئولیت ماست

به افراد سیاه که به دنبال دسترسی یا همکاری هستند: ما در اینجا برای شما هستیم

به سیاهپوستانی که به دنبال تقویت یا مشاوره هستند: ما برای شما اینجا هستیم.

به اعضای سیاهپوست جامعه ما که به دنبال راهنمایی یا هر نوع پشتیبانی هستند: ما برای شما اینجا هستیم.

آنگولار (Angular)

وبسایت رسمی آنگولار هم برای نشان دادن همبستگی خود با جنبش های اخیر رنگ قالب خود که معمولا آبی بود به رنگ سیاه درآورد و شعار BlackLivesMatter رو هم در بالای سایت قرار داد.

همچنین توییتر رسمی آنگولار این تغییرات را توییت کرد:

بابِل (Babel)

بابِل پا را فراتر گذاشت و در روز 14 خرداد سایت رسمی اش را تعطیل کرد و پیام زیرا به کابران نمایش داد:

این پیام همچنین شامل لینک حمایت و دونیت از سازمان the Equal Justice Initiative و چند کمپین و.. دیگر است.

الکترون(Electron)

صفحه ی اصلی الکترون نیز میزبان پستی با امضای اعضای انجمن الکترون بود که همانطور که مشخصه لینک دونیت برای سازمان the Equal Justice Initiative و خانواده جورج فلوید و چند کمپین و … دیگر در آن قرار داده شده .

فلاتر (Flutter)

داخل سایت رسمی فلاتر در یک نوار شعار BlackLivesMatter قرار داده شده است که با کلیک بر روی آن وارد مطلبی از مدیر تولید فلاتر با عنوان BlackLivesMatter می شوید.

تست میس (TestMace)

تست میس نیز علاوه بر قرار دادن شعار BlackLivesMatter در صفحه ای اصلی خود اعلام کرد که تیم ما در کنار جامعه جاوا اسکریپت ایستاده است و گفته که کار های بی سابقه ای انجام میده مثلا گفته تم روشن فعلا در نرم افزار غیر قابل دسترس خواهد بود .

ریداکس (Redux)

ریداکس هم به مانند بقیه شعار BlackLivesMatter و لینک دونیت سازمان the Equal Justice Initiative رو قرار داده .

ویو جی اس (Vue.js)

در سایت ویو نیز شعار BlackLivesMatter و لینک دونیت سازمان the Equal Justice Initiative در بنری سیاه قرار داده شده .

اکسپرس (Express)

در سایت رسمی اکسپرس هم شعار Black Lives Matter و لینک دونیت سازمان the Equal Justice Initiative قرار داده شده.

و در پایان

خیلی خوبه که برنامه نویسا اینقدر به مسائل انسانی اهمیت میدن و اینقدر خوب و هماهنگ با بی عدالتی و نژاد پرستی مقابله می کنند ، البته این حرکت ها رو جا های دیگه ای هم دیدم ولی هماهنگ ترینشون مربوط به برنامه نویس هاست ، مثلا داخل بازی COD : Warzone هم قسمت هایی از رابط کاربریش کاملا سیاه رنگ شده ، تا جایی که من فکر کردم مشکلی هست و جملاتی هم در حمایت سیاه پوستان نوشته شده.

منگر اندر نقش و اندر رنگ او
بنگر اندر عزم و در آهنگ او

گر سیاهست او هم‌آهنگ توست
تو سپیدش خوان که همرنگ توست
مولانا

همچنین ببینید :

https://virgool.io/@jadijadi/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D9%87%DA%A9%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3-%D8%AF%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B8%D8%A7%D9%87%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%88%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%B6%D8%AF-%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%AA%DB%8C-dzy2toiorbyg

مطلب قبلی :

https://virgool.io/@Mrmoallem/%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%BE-%D9%85%D9%88%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D9%88%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%84-ehontzsgkm8k

نوشته واکنش جامعه برنامه نویسان جهان به قتل جورج فلوید اولین بار در ویرگول پدیدار شد.

گردآوری توسط ایده طلایی

تاب‌آوری در کار

استراتژی‌هایی با پشتوانه علمی برای تاب‌آوری و انعطاف‌پذیری

استراتژی‌هایی با پشتوانه علمی برای تاب‌آوری و انعطاف‌پذیری

امروزه تاب‌آوری در کار مشخصه افرادیست که در محیط مدرن، با استرس و فشار‌ به خوبی کنار می‌آیند. تاب‌آوری نشان‌دهنده ظرفیت یک فرد برای واکنش به فشار و نیازهای زندگی روزانه است. معنای لغوی تاب‌آوری شامل مفاهیمی چون انعطاف‌پذیری، دوام و پایداری، قدرت، سرعت بازیابی و خوش‌بینی می‌شود. به‌طور خلاصه، تاب‌آوری بر توانایی ما برای بازگشتن به حالت عادی تاثیر می‌گذارد.

در کار، افراد تاب‌آور با خواسته‌هایی که بر عهده آنها گذاشته شده بهترکنار می‌آیند، به خصوص زمانی که وظایف برعهده آنها مدام با تغییر اولویت‌ها روبه‌رو می‌شود یا حجم کار سنگینی دارند. تاب‌آوری مشخصه‌ای نیست که فقط افراد خاصی آن را داشته باشند. نکته اساسی این است که تاب‌آوری صفتی منفعل نیست، بلکه فرایندی کنش‌گر است. رویکرد ما نسبت به زندگی و اتفاقاتی که سر راه ما قرار می‌گیرند، تاثیر به‌سزایی روی تجربه ما می‌گذارند.

افراد تاب‌آور بیشتر اعمالی را انجام می‌دهند که باعث حفظ و ابقای واکنش‌پذیری می‌شود (واکنش مناسب از خود نشان می‌دهند). به‌طور نسبی برای اشخاصی چون ما که کمتر انعطاف‌پذیر هستیم آسان‌تر است عاداتی را که باعث افزایش کارایی‌مان در شرایط تحت فشار می‌شوند گسترش دهیم و از همه مهم‌تر، بتوانیم با وجود شرایطی که ما را به آستانه تحمل‌مان می‌رساند بهتر زندگی کنیم.

«چرا بعضی از افراد در محل کار زمانی‌که با چالش و سختی روبرو می‌شوند شکوفا شده، در حالی که دیگران وحشت‌زده می‌شوند و عقب‌نشینی می‌کنند؟ چرا همین افراد در حالی که دیگران در حال دست و پا زدن هستند یا به آرامی در دریای مواج زندگی غرق می‌شوند از آنها پیشی می‌گیرند؟ بیشتر مردم فکر می‌کنند که ترکیبی از هوش، ساعات طولانی کار کردن و تجربه‌ی بسیار، باعث می‌شود افرادی که در محیط‌های کاری پر تنش کار می‌کنند، شکوفا شوند. در واقع این افراد تاب‌آور یا انعطاف‌پذیر هستند که با چالش‌هایی چون تغییرات مدام سازمانی، تحول، کاهش قریب‌الوقوع کارکنان، ضرب‌الاجل‌های متغیر، جلسات همراه با بحث و رقابت مداوم با رقبای تجاری بهتر از دیگران کنار می‌آیند. خبر خوب این است که کسانی که تاب‌آوری یا انعطاف کمتری دارند می‌توانند یاد بگیرند چطور این توانایی را در خود تقویت کنند و زمانی که شرایط دشوار می‌شود، چگونه برخورد کنند و شکوفا شوند.» نقل قول از  (Centre for Confidence and Well-Being, 2006)

چگونه تاب‌آوری را در خود گسترش دهیم؟

تاب‌آوری توانایی مقابله با فشار، سختی و عدم قطعیت وابسته به توسعه‌ی رفتار، افکار و اعمال است. هرکسی می‌تواند این عادات را فرا بگیرد و استراتژی‌هایی برای کمک به افزایش تاب‌آوری و سرسختی ایجاد کند. متخصصان تاب‌آوری می‌گویند که این‌کار با الگویی خاص از نگرش و مهارت به افراد کمک می‌کند تا تحت استرس دوام بیاورند و حتی به شکوفایی برسند. «به زبان ساده، این نگرش شامل تعهد، کنترل و چالش است. زمانی که اوضاع دشوار می‌شود، اگر شما به این نگرش پایبند باشید، به نتیجه بهتری می‌رسید. بهترین راه این است که با افراد و اتفاقات اطراف‌تان کنش داشته باشید (تعهد) به جای اینکه کنار بکشید یا همواره سعی کنید بر نتایجی که در آن نقش دارید اثرگذار باشید (کنترل) به جای اینکه تسلیم شوید و سعی کنید بفهمید چگونه می‌توانید تحت استرس رشد کنید (چالش) تا اینکه برای بخت و اقبال‌تان افسوس بخورید.» نقل قول از  (Maddi and Khoshaba, 2006)

ساخت و نگهداشت تاب‌آوری شخصی

تاب‌آوری خارق‌العاده نیست بلکه امری معمول است. مردم به‌صورت عادی تاب‌آوری از خود نشان می‌دهند. برای مثال پس از حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر در آمریکا بیشتر مردم به زندگی کردن ادامه دادند و مجدد زندگی‌شان را برپا کردند و هیچ‌گاه گسترشی در میزان اختلال استرسی پس از آسیب روانی یا اختلال استرسي پس از حادثه (PTSD) که پیش‌بینی شده بود، رخ نداد. توسعه تاب‌آوری، فرایندی شخصی شامل افکار، رفتار و اعمال است که هرکسی قادر به انجام آن است.

۹ تکنیک ساده برای بهبود تاب‌آوری:

۱. قدر حمایت‌های اجتماعی را بدانید؛ رابطه خوب با خانواده، دوستان و دیگران حیاتی است.

۲. با مشکلات به عنوان فرایندی برای یادگیری برخورد کنید؛ عادت استفاده از چالش‌ها به عنوان فرصتی برای بدست آوردن مهارت‌های حرفه‌ای‌تر و دستیابی به موفقیت را در خود گسترش دهید.

۳. از یک بحران برای خود دراما نسازید (یک بحران را بیش از حد بزرگ جلوه ندهید)؛ استرس و تغییر بخشی از زندگی هستند. اینکه ما چطور با وقایع برخورد می‌کنیم تاثیر به‌سزایی بر اینکه چقدر به نظرمان این موقعیت‌ها استرس‌زا هستند، دارد.

۴. موفقیت‌تان را جشن بگیرید؛ در پایان هر روز زمانی را برای بررسی اینکه چقدر کارها خوب پیش رفته‌اند در نظر بگیرید و به خودتان تبریک بگویید. این ذهن شما را آموزش می‌دهد که به جای تاکید بر منفی‌نگری و شکست به دنبال موفقیت باشد.

۵. به منظور ایجاد انگیزه برای رسیدن به آینده‌ای رضایت‌بخش، اهداف زندگی واقع‌گرایانه‌ای ایجاد کنید؛ هر روز برای رسیدن به هدف‌هایتان کاری انجام دهید. نیاز به تاکید دوباره است؛ گام‌های کوچک بسیار خوب هستند و در بحبوحه‌ی یک روز شلوغ به شما کمک خواهد کرد تا احساس رضایت کنید.

۶. اقدامی مثبت انجام دهید؛ وقتی در موقعیتی دشوار کاری انجام می‌دهید، حتی اگر این کارتان سختی‌ها را از بین نبرد، حس کنترل داشتن بر اوضاع را پیدا می‌کنید.

۷. نظر مثبت نسبت به خودتان را پرورش دهید؛ بالا بردن اعتمادبه‌نفس در توانایی حل مشکلات و اعتماد کردن به غرایز به گسترش تاب‌‌آوری درون‌تان کمک می‌کند.

۸. چشم‌اندازی واقع‌گرایانه داشته باشید؛ به وقایع پر چالش و دردناک به عنوان اتفاقاتی در زمینه‌ی گسترده‌ی‌ توسعه شخصی‌تان در طول زندگی نگاه کنید.

۹. خوشی‌بینی را تمرین کنید، هیچ‌چیز بد یا خوب مطلق نیست؛ اگر به افکارمان اجازه دهیم به ما دیکته کند که از چه منظر چیزی را نگاه کنیم، در نهایت این افکار کنترل ما را در دست خواهد گرفت.

مواردی که عنوان شد تنها راه قوی کردن تاب‌آوری در کار نیستند. برای مثال بعضی افراد ثبت وقایع روزانه و دعا کردن را مفید می‌دانند، برخی دیگر با تمرین خالی کردن ذهن و مراقبه با خودشان بیشتر ارتباط می‌گیرند.

نکته اصلی این است که شما راه‌های مناسب برای خودتان را در یک استراتژی شخصی برای پرورش تاب‌آوری، شناسایی کنید.

پنج راهبرد علمی برای ایجاد تاب‌آوری

۱. نحو روایت را تغییر دهید

وقتی اتفاق بدی می‌افتد، ما بارها و بارها این اتفاق را با خودمان مرور و دردمان را مجدد تکرار می‌کنیم. از این فرایند به عنوان نشخوار ذهنی یاد می‌شود، انگار درون چرخه‌ای بی‌پایان گیر افتاده باشیم و هیچ‌گاه برای رشد و بهبود رو به جلو حرکت نکنیم.

تمرین نوشتن شرح‌ حال (Expressive Writing) با تغییر نوع بینش ما در مقابل چالش‌های زندگی در نهایت می‌تواند به ما کمک کند تا رو به جلو حرکت کنیم. برای این تمرین باید بدون وقفه برای ۲۰ دقیقه درباره موضوعی که ذهن‌مان را مشغول کرده با عمیق‌ترین فکرها و احساس‌مان حول این پیشامد بنویسیم. قرار نیست نوشته‌هایمان مثل زندگی‌نامه‌ای فوق‌العاده باشد فقط کافی است افکارمان را روی کاغذ بیاوریم.

تحقیقی که در سال ۱۹۸۸ انجام شد، نشان داد کسانی که برای چهار روز شرح‌‌ حال‌نویسی داشته‌ند در مقابل کسانی که فقط در مورد موضوعات سطحی نوشته بودند در طول شش هفته بعد سلامت‌تر و در طول سه ماه بعد خوشحال‌تر بودند. در مورد نوشتن محققان توصیه می‌کنند که با ایده‌ها تک به تک روبرو شویم و برای آنها ساختاری جداگانه در نظر بگیریم که این موضوع ممکن است باعث تغییر نگرش‌مان شود. با این تمرین خودمان نحوه بیان زندگی‌مان را می‌سازیم و حس کنترل داشتن را درون خودمان بالا می‌بریم. وقتی که در جنبه‌های تاریک تجربیاتمان کندوکاوش کردیم حالا می‌توانیم انتخاب کنیم که به مزایای اتفاقات نیز فکر کنیم.

تکنیک «پیدا کردن نقاط امیدبخش»: تجربه‌ای ناامید‌کننده را به یاد بیاورید و سعی کنید سه نکته مثبت درباره آن اتفاق را لیست کنید. به‌طور مثال دعوا با یک دوست باعث شد مشکلات مهمی بیان شود و به شما یاد داد که به مسائل از دید دیگران نگاه کنید.

تحقیقی در سال ۲۰۱۴ نشان داد که شرکت‌کنندگان با انجام این تمرین به‌صورت روزانه به مدت سه هفته در نهایت با زندگی به کنش بیشتری رسیدند و به مرور زمان باورهای بدبینانه‌شان کاهش یافت. هرچند این موضوع درباره افرادی که فقط درباره وقایع روزمره می‌نوشتند صدق نمی‌کرد، این تمرین مخصوصاً برای کسانی مفید است که همیشه دید منفی دارند، این تمرین همچنین باعث کاهش افسردگی نیز می‌شود. پیشنهاد می‌کنیم برای نگاه کردن به جنبه مثبت زندگی به صورت مداوم تمرین کنید.

۲. با ترس‌هایتان روبرو شوید:

تمرینی که در بخش قبل به آن اشاره کردیم برای کشمکش‌هایی که در گذشته داشتیم تا به اندازه کافی از آن فاصله بگیریم و بتوانیم دید دیگری داشته باشیم. اما تکلیف ترس‌های اضطراب‌آوری که حالا و همین‌جا با آنها درگیر هستیم، چه می‌شود؟ «غلبه بر ترس» تمرینی است برای کمک به روبرو شدن با ترس‌های روزمره که در راه زندگی به آنها برمی‌خوریم، مثل صحبت کردن در میان جمع، ترس از ارتفاع یا پرواز کردن. ما به خودی خود نمی‌توانیم ترس‌هایمان را از بین ببریم مگر اینکه با این احساسات به‌صورت مستقیم روبرو شویم. قدم اول این است که به آرامی و به‌صورت مکرر خودتان را در معرض مقدار کمی از چیزهایی که باعث وحشت‌تان می‌شود، قرار دهید. به‌طور مثال افرادی که از میان جمع صحبت کردن می‌ترسند، شاید بهتر باشد سعی کنند بیشتر در جلسات صحبت کنند. به مرور زمان چالش‌ها برای خودتان بیشتر کنید تا زمانی‌که آماده شوید در یک جمع بزرگ سخنرانی کنید و یا مصاحبه تلویزیونی انجام دهید.

این نوع درمان از طریق «مواجه» (exposure therapy) به ما کمک می‌کند تا نحوه برخوردمان با پدیده‌هایی خاص را تغییر دهیم. برای مثال اگر صد بار سوار آسانسور شده‌اید و هیچ‌گاه اتفاق ناگواری نیوفتاده است، مغز و بدنمان یاد می‌گیرند که در امان هستیم. گرچه ممکن است این ترس هیچ‌گاه به‌صورت کامل از بین نرود، حالا می‌توانیم با شجاعت بیشتری با آن مواجه شویم.

۳. خود دلسوزی (شفقت و دلسوزی نسبت به خودتان) را تمرین کنید:

ترس و سختی‌ها می‌توانند باعث شوند که ما احساس تنهایی کنیم. اینکه ما چرا این‌طور احساس می‌کنیم یا اینکه چه بر سرمان آمده ما را به فکر فرو می‌برد. در چنین شرایطی یادگیری تمرین خود دلسوزی و فهم اینکه همه به نوعی در رنج هستند، راه شناخت را برای‌مان آسان‌تر و موثرتر می‌کند.

خود دلسوزی شامل نشان دادن شفقت به خودمان، مقابله با رنج‌های‌مان با رفتاری گرم و مهربانانه و بدون قضاوت است. شرکت‌کنندگان در یک تحقیق هشت هفته‌ای «خود دلسوزی آگاهانه»، نسبت به کسانی که در این برنامه شرکت نداشتند از زندگی رضایت بیشتری داشتند و کمتر دچار افسردگی، اضطراب و استرس شده‌اند، نتایج این دوره نیز در افراد تا یک سال قابل مشاهده بوده‌ است.

شما می‌توانید هر وقت که احساس غرق شدن در درد یا استرس داشتید، تمرین «وقفه خود دلسوزی» را انجام دهید. این تمرین سه مرحله دارد که با سه جنبه خود دلسوزی مطابقت می‎کند

  • هوشیار و آگاه باشید: بدون قضاوت و یا کاوش متوجه احساس‌تان باشید، با خود بگویید «دارم رنج می‌کشم»، «آسیب می‌بینم» یا «استرس دارم»
  • به‌ خاطر داشته باشید که شما تنها نیستید: اگرچه ممکن است دلایل مختلفی داشته باشد، اما همه‌ی این احساسات عمیق و دردناک انسانی را تجربه می‌کنند. به خودتان بگویید که «رنج بخشی از زندگیه» یا «همه ما همین احساس رو داریم» یا «همه‌ی ما در زندگی درگیری داریم»
  • با خودتان مهربان باشید: دست‌تان را روی قلب‌تان بگذارید و بگویید «میشه برای خودم دلسوزی کنم؟» یا «میشه خودم رو به عنوان کسی که هستم بپذیرم» یا «میشه صبور باشم»

اگر مهربان بودن با خودتان سخت است، تمرینی به اسم «چطور با یک دوست رفتار می‌کنید؟» می‌تواند به شما کمک کند. با این تمرین می‌توانید لحن و نحوه رفتارتان در مقابل مشکلات خودتان و دوستان‌تان را مقایسه کنید. معمولاً این مقایسه نتایج شگفت‌آوری را آشکار می‌کند: «چرا من با خودم خشنم، چی می‌شد اگه اینجوری نبودم؟»

هنگامی‌که ما شروع به گسترش رفتار مهربانانه‌تر نسبت به خودمان می‌کنیم، می‌توانیم این صدای مهربان را در قالب یک نامه خود دلسوزی نشان دهیم. این تمرین از شما می‌خواهد که ۱۵ دقیقه زمان بگذارید و در مورد خاصی که از آن شرمنده هستید (مثلاً از اینکه زمان کافی برای فرزندان‌تان ندارید)، کلماتی با فهم، پذیرش و دلسوزی درباره خودتان بنویسید. در این نامه شما یادآور می‌شوید که تنها کسی نیستید که در کشمکش است وشما به‌تنهایی مسئول این کاستی‌ها نیستید. در صورت امکان، می‌توانید راه‌های سودمندی برای پیشرفت در آینده در نظر بگیرید

۴. مراقبه (مدیتیشن)

گوروها دوست دارند به ما یادآوری کنند که دردناک‌ترین افکار ما یا مربوط به گذشته هستند و یا آینده: ما در مورد چیزهایی که به خوبی پیش نرفته‌اند احساس پشیمانی داریم و چند باره به آنها فکر می‌کنیم یا در مورد چیزهایی که در آینده اتفاق خواهند افتاد، مضطرب می‌شویم. اما زمانی‌که توجه‌مان را معطوف به زمان حال می‌کنیم، معمولاً احساس می‌کنیم که شرایط عادی است. تمرین ذهن‌آگاهی یا حضور در لحظه، برای کنار آمدن با احساسات منفی راهکارهای مفیدی را به ما ارائه می‌کند. با این تمرین، به جای اینکه این احساسات منفی منجر به ترس، عصبانیت و یا ناامیدی شوند، می‌توانیم حساب شده با آنها روبرو شویم. یکی از مرسوم‌ترین تمرین‌ها، برنامه هشت هفته‌ای کاهش استرس مبتنی بر ذهن‌آگاهی (MBSR) است. این برنامه به شرکت‌کنندگان آموزش می‌دهد که برای مقابله با چالش‌ها از چند تمرین مختلف مراقبه استفاده کنند. تحقیقات مختلفی به این نتیجه رسیده‌اند که MBSR در مجموع تاثیرات مثبت بسیاری روی سلامت جسمی و روانی افراد داشته ‌است.

اسکن بدن (Body Scan) تمرین مراقبه‌ای است که به خصوص روی آرام کردن افکار منفی تاثیر می‌گذارد. به نوبت روی هرکدام از اعضای بدن‌تان متمرکز می‌شوید (از سر تا انگشتان پا) و اگر در هر عضوی با تنش روبرو شدید می‌توانید این تنش‌ را رها کنید. احساسات قوی به‌صورت فیزیکی مثل تنگی نفس یا دل درد خودشان را نشان می‌دهند و آرام کردن بدن راهی برای از بین بردن این دردها است.

تحقیقات نشان داده است زمانی‌که صرف اسکن بدن می‌شود، با بهتر شدن و کاهش استرس ارتباط دارد. شناخت نسبت به بدن‌مان و احساساتی که با آنها روبرو هستیم به ما کمک می‌کند که تصمیمات بهتری بگیریم، وقتی اوضاع خراب می‌شود به خودمان اطمینان و از تعهداتی که باعث فرسودگی‌مان می‌شود، دوری کنیم.

وقتی استرس از یک در وارد می‌شود، عادت‌های خوب مثل سالم غذا خوردن از در دیگری خارج می‌شوند. خیلی از ما وقتی احساساتی می‌شویم شروع به خوردن شیرینی می‌کنیم، وقتی زمان کم داریم به سراغ فست‌فود می‌رویم. پس مراقبه کشمش (Raisin Meditation) می‌تواند رابطه ما را با غذا بهبود دهد.

در این تمرین شما باید یک کشمش را با آگاهی بخورید. اول به شکل و رنگ آن دقت کنید و کشمش را بین انگشتان‌تان بگیرید و آن را بو کنید. به آرامی این کشمش را روی زبان‌تان بگذارید و آن را در دهان‌تان بچرخانید و هر دفعه یک بار بجویید و با قورت دادن متوجه حرکت آن از گلو تا شکم‌تان شوید. با این کار نه تنها ذهن‌آگاهی را تمرین می‌کنید بلکه احتمالاً هیچ‌وقت به غذا با دید قبلی نگاه نمی‌کنید.

آخرین تمرین، تنفس ذهن‌آگاهانه (Mindful Breathing) را می‌توانیم در طول روز انجام و یا زمان به خصوصی را به آن اختصاص دهیم. در این تمرین به حالات فیزیکی تنفس مثل حرکت هوا در سوراخ‌های بینی، انبساط قفسه سینه و بالا و پایین رفتن شکم توجه می‌کنیم. این تمرین را می‌توانید به‌صورت یک مراقبه ۱۵ دقیقه‌ای یا وقتی که مضطرب می‌شوید برای چند لحظه انجام دهید. در یک تحقیق، شرکت‌کنندگانی که تمرین تنفس ذهن‌آگاهانه را انجام می‌دادند در مواجه با تصاویر پریشان‌کننده کم‌تر احساسات منفی را تجربه می‌کردند. افکار منفی می‌توانند ما را به جریانی آشفته بکشند اما تنفس مانند لنگریست که می‌توانیم هر دفعه به آن اتکا کنیم.

۵. پرورش بخشش

اگر یک کینه سد راه شما شده، تحقیقات به شما «پرورش بخشش» را توصیه می‌کنند. این تمرین برای سلامت جسمی و روانی شما سودمند خواهد بود.

برای رهایی از حس بد و نارضایتی فقط به خاطر خودتان گذشت ‌کنید. این بخشش به این معنی نیست که به آزارگر اجازه دهید قسر در برود و یا دوباره با آنها آشتی کنید. در نهایت از این تجربه درس می‌گیرید و فرصت رشد پیدا می‌کنید. مثلاً رنج دیگران را بهتر درک می‌کنید و یا متوجه نیازی جدیدی در خودتان می‌شوید که باید در جایی دیگر آن را برآورده کنید.

اگر با بخشش مشکل دارید، «رهایی از خشم از راه دلسوزی» تمرینی پنج دقیقه‌ای است که می‌تواند به شما در راه رهایی کمک کند. در این تمرین، شما چند دقیقه وقت صرف می‌کنید تا نسبت به فرد آزارگر در خودتان احساس دلسوزی ایجاد کنید. آن فرد هم مثل هر آدم دیگری اشتباه می‌کند، او هم می‌تواند بهتر شود. در این فرایند به افکار و احساس‌تان و جاهایی که مقاومت نشان می‌دهید، توجه کنید.

محققان پرورش بخشش و دیگر تمرین‌های مرسوم را با یکدیگر مقایسه کردند و متوجه شوند، شرکت‌کنندگان در این تمرین بیشتر از خود همدلی و احساسات مثبت نشان داده‌اند و بیشتر بر اوضاع مسلط بوده‌اند. مهم نیست قربانیان چه حسی نسبت به آزارگر دارند ولی آنها شایسته این دست از احساسات مثبت هستند.

استرس و درگیری به شکل‌های مختلفی مثل مشقت و تروما، ترس و خجالت و خیانت و اطمینان در زندگی‌مان ظهور پیدا می‌کنند. تمرین‌هایی که به آنها اشاره کردیم به شما برای مقابله با مشکلات و روبرویی با چالش‌هایی که در آینده سر راهتان قرار می‌گیرند، کمک می‌کنند. با تمرین کافی شما به مجموعه‌ای از تکنیک‌ها مسلط می‌شوید که هنگام دشواری‌ها به شما کمک می‌کند به زندگی ادامه دهید. اینکه بدانید مهارت‌های تاب‌آوری باعث آسودگی خاطر شما می‌شود و حتی حس خوشبختی درون‌تان را تقویت می‌کند.

آزمون تاب‌آوری

ال سیبرت، دارای مدرک دکترا و موسس مرکز تاب‌آوری پورتلند، آزمون تاب‌آوری سریعی تهیه کرده‌است. این آزمون از کتاب مزیت تا‌ب‌آوری استخراج شده‌است. به هر سوال از ۱ تا ۵ امتیاز دهید (۱= کاملاً مخالف، ۵= کاملاً موافق)

  • من معمولاً خوشبین هستم. سختی‌ها را به عنوان شرایطی موقت می‌بینم و توقع دارم بر آنها غلبه کنم
  • احساس عصبانیت، فقدان و دلسردی و یاس همیشگی نیست
  • من می‌توانم میزان بالایی از ابهام و عدم قطعیت در موقعیت‌های مختلف را تحمل کنم
  • با تحولات جدید سریع سازگار می‌شوم و کنجکاوم و سوال می‌پرسم
  • من سرزنده هستم و در موقعیت‌های دشوار چیزهایی برای شوخی پیدا می‌کنم و می‌توانم به خودم بخندم
  • من از تجربیات خودم و دیگران درس‌های ارزشمندی می‌گیرم
  • من در حل مسائل خوب هستم و در پیشبرد کارها به خوبی عمل می‌کنم
  • من قوی هستم و طاقت بالایی دارم و در شرایط سخت به‌خوبی سرپا می‌مانم
  • من بدشانسی را به خوش‌اقبالی تبدیل کردم و از تجربیات بد درس گرفتم و نفع‌هایی در این تجربه‌ها پیدا کردم

تمام امتیازاتی را که گرفته‌اید، با هم جمع کنید و امتیاز خود را با گزینه‌های زیر مقایسه کنید: کمتر از ۱۰: تاب‌آوری کم؛ شما احتمالاً با تحمل فشار و روبه‌رو شدن با موانع مشکل دارید و با هر انتقادی شدیداً احساس آزار می‌کنید. وقتی اوضاع خوب پیش نمی‌رود، احساس درماندگی و ناامیدی می‌کنید. برای پرورش مهارت‌های تاب‌آوری به یک مشاور حرفه‌ای یا یک حامی مراجعه کنید. با افرادی که اهداف توسعه شخصی مشابهی دارند، ارتباط برقرار کنید.

۱۰-۳۰: مقداری تاب‌آور؛ شما دارای مهارت‌های ارزشمند و حرفه‌ای تاب‌آوری هستید، اما هنوز جای پیشرفت زیادی دارید. سعی کنید مشخصه‌هایی را که در حال حاضر دارید، قوی کنید و مشخصه‌هایی را که ندارید پرورش دهید. حمایت و هدایت بیرونی ممکن است برای شما مفید باشد.

۳۰-۳۵: تاب‌آوری کافی؛ شما به‌صورت خودکار فردی باانگیزه هستید که از بیشتر چالش‌ها به‌خوبی عبور می‌کنید. درمورد تاب‌آوری بیشتر مطالعه کنید، ساختن آگاهانه مهارت‌های تاب‌آوری به شما قدرت می‌دهد که لذت‌های بیشتری در زندگی حتی در شرایط سخت پیدا کنید.

۳۵-۴۵: بسیار تاب‌آور؛ شما به‌خوبی از پس موانع زندگی برمی‌آیید و می‌توانید تحت فشار به شکوفایی برسید. شما می‌توانید به دیگران کمک کنید تا بهتر با سختی‌های زندگی روبرو شوند.

منبع:Dotin

نوشته تاب‌آوری در کار اولین بار در ویرگول پدیدار شد.

گردآوری توسط ایده طلایی

بروزرسانی پروژه با CI/CD – قسمت اول

یکی از مشکلاتی که خیلی از ماها، مخصوصا frontend Developer ها باهاش درگیریم، زمانی هست که میخوایم یه ورژن جدیدی از اپلیکیشن رو ریلیز کنیم. روال متداول و سنتی قضیه، اینه که شما در تنظیمات وب سرورتون (Node, Nginx, Apache, …) یه فولدر رو اختصاص میدید به پروژه ی فرانت اندتون، هر زمانی که خواستید ورژن جدیدی رو ریلیز کنید، پروژه تون رو روی سرور آپلود میکنید و فایل های بیلد شده رو منتقل می کنید روی اون فولدر.

این مساله چند تا عیب داره. اولیش اینه که شما به عنوان دولوپر سمت Client شاید دسترسی مستقیم به سرور نداشته باشید و هر سری بروزرسانی، باید توسط SysAdmin یا امثالهم صورت بگیره. مساله دیگه باز نبودن دستتون برای اعمال تغییرات روی وب سرور هست، مثلا شما اجازه ندارید تنظیمات جدیدی برای Caching روی Nginx انجام بدید، هرچند که فقط مربوط به پروژه ی خودتونه، ولی دسترسی میخواد که شما ندارید. و یک سری مشکلات روتینی که همه تون بهش برخوردید.

خب، ببینیم چجوری میشه از شر این قضیه راحت شد.

گام اول برای رهایی از این داستان، Dockerize کردن پروژه تون هست. بزارین خیلی ساده بگم Docker چیکار میکنه. شما وقتی پروژه تون رو با استفاده از Docker بیلد و ران میکنید، دارید یه محیط ایزوله ی جدید که مثل یه ماشین کامل عمل میکنه، میسازید. فرض کنید روی nginx سرور، پورت ۸۰۸۰ به پروژه ی شما اختصاص پیدا کرده. مدیر سیستم، روی دامنه (ساب دامنه ای) که اپ شما روی اون Serve میشه، یک Proxy Path مینویسه که همه ی درخواست ها ارسال میشه به پورت ۸۰۸۰. از اینجا به بعد کافیه شما به این پورت Listen کنید و پروژه تون رو براش Serve کنید.

وقتی دارین از Docker استفاده می کنید، کافیه پروژه تون رو بیلد کنید و روی پورت ۸۰۸۰ ران کنید. از این به بعد تمام درخواست هایی که به این پورت میرسه، توسط داکر قابل دریافته.

خب بعدش چی میشه؟

از اینجا به بعد داکر کاملا مثل یه ماشین مجازی با پروژه ی شما برخورد میکنه. هر Image داکر، یه ماشین مجازیه که می تونید به صورت مستقل برای تنظیمات ست کنید. مثلا میتونید برای خودتون Nginx مستقل بنویسید، می تونید روی این ماشین Module هایی که می خواید رو نصب کنید. خلاصه آزادی عمل دارین.

حالا بزارین یه نمونه از یه Dockerfile رو با هم ببینیم و خط به خط با هم بریم جلو:

FROM node:10.16.0 as build

WORKDIR /app
COPY ./ /app/

RUN yarn install
RUN yarn build

FROM nginx:alpine
COPY --from=build /app/build/ /usr/share/nginx/html/
ADD ./deploy/nginx-default.conf /etc/nginx/conf.d/default.conf

ابتدای ماجرا، Node ورژن 10.16.0 رو به عنوان سورس برای نصب Node Module ها معرفی می کنیم. در خط بعد، فولدر /app رو به عنوان فولدر اصلی، ساخت پروژه در Docker معرفی میکنیم و میگیم میخوایم کارامون رو توی این فولدر انجام بدیم.
دستور COPY ، هر فایلی رو که بگید، از فایل های لوکال روی سیستمتون، به Docker منتقل میکنه. مثلا ما اینجا نوشتیم که تمام فایل های روت پروژه رو به فولدر /app/ که برای خودمون ساخته بودیم، منتقل کنه.

حالا که فایل های خام پروژه رو منتقل کردیم، برای راه اندازی پروژه ، باید Dependency ها رو راه بندازیم. برای این کار،‌ باید yarn install بزنیم.
بعد از اینکه ماژول هامون نصب شد، دستور build رو میزنیم که از پروژه مون build production گرفته بشه.

وقتی کار بیلد گرفتن پروژه تموم بشه، اگر در محیط داکر هم نباشیم، فایل های بیلد شده رو به آدرسی که در nginx تعریف کردیم، منتقل میکنیم، اینجا هم به همین صورت:
FROM nginx:alpine
یعنی می خوایم از یه ورژن light برای nginx استفاده کنیم. در خط بعد،‌ میگیم فایل های بیلد شده که الان در فولدر /app/build/ روی داکر هستن رو به فولدر /usr/share/nginx/html/ که همون روت nginx هست منتقل بشه.
یک مساله ی اساسی که باقی میمونه اینه که هر nginx ای نیاز به یه سری تنظیمات کاستوم داره که شما باید در داکر اون رو ست کنید. این تنظیمات در لینوکس در فایل /etc/nginx/conf.d/default.conf قرار داره. خب شما میتونید یه فایل conf به صورت کاستوم در پروژه ی خودتون درست کنید. مثل:

server {
    listen 80 default_server;
    root /usr/share/nginx/html;
    server_name  _;
    server_tokens off;
    charset utf-8;
    index index.html index.htm;

    access_log /var/log/nginx/access.log;
    error_log /var/log/nginx/error.log;

    client_max_body_size 20M;


    location / {
        index index.html index.htm;
        try_files $uri $uri/ /index.html =404;
        include mime.types;
        default_type application/octet-stream;

        gzip_static on;
        gzip on;
        gzip_vary on;
        gzip_min_length 0;
        gzip_proxied expired no-cache no-store private auth;
        gzip_types text/plain text/css text/xml text/javascript application/x-javascript application/xml;
        gzip_disable &quotMSIE [1-6].&quot
    }

    location ~ /assets/fonts/ {
        root /usr/share/nginx/html/assets/fonts/;
    }

    location ~ /. {
        deny all;
    }


    location ~* .(?:html)$ {
        sendfile off;
        add_header Last-Modified $date_gmt;
        add_header Cache-Control 'no-store, no-cache, must-revalidate, proxy-revalidate, max-age=0';
        if_modified_since off;
        expires off;
        etag off;
    }

    location ~ .html$ {
        sendfile off;
        add_header Last-Modified $date_gmt;
        add_header Cache-Control 'no-store, no-cache, must-revalidate, proxy-revalidate, max-age=0';
        if_modified_since off;
        expires off;
        etag off;
    }

    location ~* .(?:ico|gif|jpg|jpeg|png|woff|woff2|ttf|js)$ {
        if_modified_since off;
        gzip_static on;
        expires 365d;
        add_header Pragma public;
        add_header Cache-Control &quotpublic&quot
        access_log off;
    }
}

و در یه فولدری در پروژه تون به آدرس/deploy/nginx-default.conf ذخیره کنید. در پایان می تونید همین تنظیمات رو با دستور ADD ./deploy/nginx-default.conf /etc/nginx/conf.d/default.conf به عنوان تنظیمات nginx در داکر ست کنید.

در نظر داشته باشید که اگر محتوایی که برای docker توضیح دادم رو در فایل ای با اسم Dockerfile ذخیره کنید، به عنوان فایل پیشفرض شناخته میشه و در دستور بیلدتون نیاز نیست اسم فایل رو ذکر کنید.

خب حالا که محتوای Dockerfile آماده شد، باید دستور بیلدتون رو وارد کنید:

docker build . -t <image_name>

به جای <image_name> اسمی که برای image داکر خودتون میخواید بزارید رو بنویسید. مثلا:

docker build . -t javad_production

بعد از اینکه این دستور رو زدین، بیلد شما شروع میشه. در نظر داشته باشید که تحریم باعث میشه همون اول نتونید یه سری ماژول ها رو دانلود کنید، پس حتما از یه چیزی مثل shecan استفاده کنید.

بعد از اینکه بیلدتون تموم شد دستور docker images رو وارد کنید. یه لیست از ایمیج هایی که ساخته شده رو بهتون نشون میده که اگه بیلدتون موفقیت آمیز باشه، javad_production هم درش هست.

حالا برای اجرا کردن این image، دستور

docker run -it -p 8080:80 javad_production

رو وارد کنید. با -p پورتی که میخواید image روی اون ران بشه رو معرفی میکنید. اول پورتی که در سرور برای پروژه ی شما تعریف شده (۸۰۸۰) و بعد از : ، پورتی که در داخل داکر پروژه ی خودتون رو ران کردین که اینجا فرض کردیم اون پورت ۸۰ هست. در انتها هم اسم image.

این یه مقدمه برای اینکه بدونیم CI/CD با استفاده از داکر قراره چطور کار کنه. در قسمت بعد اون رو کامل توضیح میدم

شب خوش…

نوشته بروزرسانی پروژه با CI/CD – قسمت اول اولین بار در ویرگول پدیدار شد.

گردآوری توسط ایده طلایی

آیا می دانستید با یادگیری برنامه نویسی، راه برای یادگیری سایر مهارت ها هموارتر می گردد؟

تمام کودکان باید نوشتن را یاد بگیرند، در حالیکه تعداد کمی از آنها در آینده روزنامه نگار، داستان نویس، و یا نویسنده های حرفه ای خواهند شد، پس دلیل یادگیری نوشتن چیست؟ سوال احمقانه ای بنظر می رسد. چرا که مردم در کارهای روزمره خود از نوشتن استفاده می کنند، مثلاً برای یک دوست پیام تبریک می فرستند، لیست خرید روزانه را می نویسند، احساسات شخصی خود را در دفتر خاطرات می نویسند و … . همچنین عمل نوشتن، افکار مردم را پرورش می دهد. آنها در هنگام نوشتن، سازماندهی، تصحیح کردن و چگونگی انعکاس ایده های خود را نیز یاد می گیرند. پس واضح است که دلایل زیادی برای یادگیری نوشتن وجود دارد. کدنویسی نیز نوعی نوشتن است که شما را قادر می سازد تا چیزهای جدیدی مانند داستان های تعاملی، گیم، انیمیشن، و شبیه سازی را “بنویسید” و همانند نوشتن معمولی، دلایل زیادی وجود دارد که کدنویسی را نیز یاد بگیرید.

اخیراً موجی از علاقمندی برای کدنویسی ایجاد شده است که بیشتر به دلیل فرصت های شغلی مرتبط با آن است. چرا که برخی از شغل های برنامه نویسی و علوم کامپیوتری به سرعت در حال رشد هستند و تقاضای نیروی انسانی برای این مشاغل بیشتر از عرضه آن است. اما در عین حال، دلایل عمیق تر و گسترده تری برای یادگیری کدنویسی وجود دارد. در حین یادگیری کدنویسی، مردم چیزهای خیلی زیادی یاد می گیرند. آنها فقط کدنویسی یاد نمی گیرند، بلکه کدنویسی می کنند تا یاد بگیرند. علاوه بر یادگیری مسائل ریاضیاتی و محاسباتی (مانند متغیرها و شرط ها)، آنها استراتژی های حل مسئله، طراحی پروژه، و راه های ارتباطی را نیز یاد می گیرند. این مهارت ها نه تنها برای افرادی که در حوزه کامپیوتر فعالیت می کنند مفید اند، بلکه برای تمامی افراد در هر سن و با هر علاقه و شغلی نیز مثمرثمر واقع خواهند شد.

در ماه می سال 2007، یک گروه تحقیقاتی در MIT Media Lab (آزمایشگاه تحقیقاتی میان رشته ای در ماساچوست) زبان برنامه نویسی Scratch و وب سایت آنلاین آن (به آدرس scratch.mit.edu) را راه اندازی کردند تا برنامه نویسی را برای تمامی افراد در دسترس و جذاب کنند. از آن زمان، جوانان (سنین 8 سال به بالا) بیش از 4.5 میلیون پروژه را در وب سایت Scratch به اشتراک گذاشته اند و هر روزه هزاران پروژه نیز به این مجموعه افزوده می شود. Scratch در مکان های مختلفی (خانه، مدرسه، آزمایشگاه، مراکز اجتماعی)، توسط افرادی در سطوح مختلف سنی (از مدارس ابتدایی تا دانشگاه)، و در رشته های بسیاری (ریاضی، علوم کامپیوتر، زبان، مطالعات اجتماعی و …) مورد استفاده قرار می گیرد.

تنوع و خلاقیت های بکار رفته در این پروژه ها اعجاب انگیز است. در وب سایت Scratch می توان داستانهای انیمیشنی، تورهای مجازی، شبیه سازی علوم، اطلاعیه خدمات عمومی، پروژه های هنرهای چندرسانه ای، خبرنامه آنلاین، آموزش تعاملی، و خیلی چیزهای دیگر پیدا کرد.

یکی از پروژه هایی که توسط دختر 12 ساله ای در Scratch انجام شده بود، یک کارت کریسمس با تصاویر کارتونی بابانوئل و گوزن های شمالی او بود. هر گوزن یک آلت موسیقی داشت که موقع کلیک بر روی آنها، هر کدام قسمتی از آهنگ “کریسمس مبارک” را می خواندند. این دختر جوان که با نام BlueSaturn در این سایت معروف است، برای تمام دوستانش لینکی از این پروژه را به عنوان هدیه روز کریسمس فرستاد.

هنگامی که BlueSaturn بر روی کارت کریسمس کار می کرد، متوجه شد که از خلق شخصیت های انیمیشنی لـ*ـذت می برد. بنابراین پروژه ای شامل یه سری از شخصیت های مختلف انیمیشنی از جمله دایناسور، اژدها، اسب پرنده ایجاد کرد. در یادداشت های مربوط به پروژه، BlueSaturn دیگران را به استفاده از این شخصیت ها تشویق کرد. او شخصیت های سفارشی را نیز مطابق درخواست کاربران ایجاد می کرد. در واقع، او یک سرویس مشاوره راه اندازی کرد. موسسین این سایت نیز هرگز تصور نمی کردند که وب سایت آنها به این روش مورد استفاده قرار گیرد.

یکی از اعضای سایت درخواست یک یوزپلنگ برای استفاده در پروژه خود در Scratch کرد، و BlueSaturn انیمیشنی از یک یوزپلنگ بر طبق ویدئویی که در سایت نشنال جئوگرافیک دیده بود، ایجاد کرد. برای یکی دیگر از اعضای سایت، او یک پرنده ایجاد کرد و آموزش مرحله به مرحله ایجاد آن را نیز نوشت.

BlueSaturn در سایت معروف شد و درخواست هایی برای پیوستن به تیم های همکاری دریافت کرد. در یکی از این تیم ها، BlueSaturn با چهار نفر دیگر از کشورهای مختلف برای ایجاد گیم ماجراجویی حرفه ای همکاری می کرد. BlueSaturn شخصیت های انیمیشنی را ایجاد می کرد در حالیکه اعضای دیگر سناریوی گیم، موسیقی و افکت های صوتی، و طراحی پس زمینه را انجام می داند.

در فرآیند انجام این پروژه ها، BlueSaturn قطعاً مهارت های برنامه نویسی را یاد می گرفت ولی در کنار آن خیلی چیزهای دیگر را نیز یاد گرفت. او آموخت که چگونه یک مسئله پیچیده را به بخش های ساده تر تقسیم کند، چگونه طرح خود را بارها و بارها اصلاح کند، چگونه باگ ها را شناسایی و رفع کند، چگونه با دیگران همکاری و مشارکت کند، و چگونه در برابر چالش ها استقامت کند.

اعضای فعال وب سایت Scratch یاد گرفتند درباره خودشان متفاوت فکر کنند. آنها خود را به عنوان سازندگان و طراحان باور کردند که می توانند چیزهایی را ایجاد کنند و خودشان را از طریق رسانه دیجیتالی مطرح کنند، و نه اینکه فقط جستجو کنند، چت کنند، و گیم بازی کنند. در حالیکه بسیاری از افراد می توانند رسانه دیجیتالی را بخوانند، افرادی که در Scratch فعالیت می کنند می توانند رسانه دیجیتالی را بنویسند و در جامعه دیجیتالی امروز سهیم باشند.

آقای میشل رسنیک -مدیر پروژه زبان برنامه نویسی اسکرچ در دانشگاه ام آی تی- اعتقاد دارد که هرکس در عصر حاضر برنامه نویسی بلد نباشد، بی سواد است. به اعتقاد وی،‌ کودکان عصر فناوری کودکانی نیستند که بتوانند ایمیل ارسال کنند، اپلیکیشن نصب کنند و چت کنند بلکه کودکان واقعی عصر فناوری کودکانی هستند که بتوانند با سیستم ها، گجت ها و پلتفرم های مختلف صحبت کنند و آنچه مسلم است این که روش صحبت کردن با چنین سیستم هایی، یادگیری اصول برنامه نویسی است. — > آموزش برنامه نویسی اپلیکیشن

نوشته آیا می دانستید با یادگیری برنامه نویسی، راه برای یادگیری سایر مهارت ها هموارتر می گردد؟ اولین بار در ویرگول پدیدار شد.

گردآوری توسط ایده طلایی

برنامه نویسی شغل خطرناکیه ؟ . تاحالا بهش فکر کردی؟

خوب این اولین پست و متنیه که مینویسم. سعی میکنم کوتاه باشه که حوصله خوندشو داشته باشی.

خوب ما برنامه نویس ها به سلامت جسم و روانمون با توجه به این که مدتی در روز (بستگی به فرد داره ) مشغول کد زدن هستیم اهمیت میدیم ؟

ایا برنامه نویسی که ذاتش پشت سیستم نشستن(به مدت مدید) هست باعث تاثیر منفی روی روابط اجتماعیتون نشده ؟

بهتر نیس زمان مشخصی برای کار داشته باشیم تا جنبه های دیگه از زندگی رو هم تجربه کنیم (سفر ، ورزش کردن ، قدم زدن همراه با هندزفری در یک روز پاییزی :))) )

اگه واقع بین باشیم من فکر میکنم اکثرمون با توجه به حجم کار یا استرس ناشی از اون این موضوعات رو فراموش میکنیم یا حتی دیگه دچارش شدیم یا شایدم اصلا مشکلی نداریم با این موضوع که مخاطبم این افراد نیست .(چون خیلیا هستن که با این موضوعاتی که گفتم مشکل ندارن و خوب خوشبحالشون)

خوب چیزی که مشخصه اینه که ما انسان ها معمولا تا چیزیو از دست ندیم قدرشو نمیدونیم .سلامتی جسم و به طبع اون سلامت روان هم از این موضوع جدا نیست .(برنامه نویس و غیربرنامه نویسم نمیشناسه)

برنامه نویسی شغل خطرناکی نیست اما هستن برنامه نویسایی(و مشاغل دیگری که پشت کامپیوتر هستن) که به مرور زمان دچار مشکلات جسمی شدن . و جالبه که اغلب نگران کدها هستیم تا سلامتیمون.خوب دیگه بریم سره اصل مطلب :

نامبر 1 : (روابط اجتماعی ) (اگه بیش از حد درونگرایی نمیخواد این قسمت و بخونی )

خوب این موضوع بنظرم یه موضوع بسیار حساسه. ببینید برنامه نویسی همونطور که میدونید نیازمنده اینه که مدت زمان تقریبا زیادیو پشت سیستم باشید و اگه نتونید مدیریت کنید قطعا روی جنبه های دیگه ای از زندگیتون هم تاثیر میزاره . یکی از اون ها باعث میشه سطح روابطتون به دلیل حل شدن تو دنیای کد پایین بیاد. این واسه یه سری افراد مشکل نیست اما واسه بعضی یه مشکل حساب میشه . پس سعی کنیم با یه برنامه درست روزانه هم به کدزنی برسیم هم به روابط اجتماعیمون که اگه دیر بجنبیم باعث انزوا و مشکلاتی نظیر افسردگی میشه .من خودم ادم درونگرایی هستم اما گاهیی اوقات میگم نه برو بیرون یکم حالت عوض شه.

/*******************************************************************************/

نامبر 2 🙁 به خودت استراحت بده ) :

وقفه کوتاه و استراحت در حین کار بسیار مهمه . نوشتن یک برنامه در طول روز (روی کاغذ) قطعا فرصتی رو ایجاد میکنه که هر یک ساعت تا 75 دقیقه استراحتی ده یا پانزده دقیقه ای رو به خودت بدی . این جوری هم به چشم ها استراحت میدیم و هم مغز ریکاوری میشه برای راند بعدی .حالا اگه 3 4 ساعت پشت سیستم بکوب بشینیم چی میشه ؟

جریان خون محدود به قسمت های خاصی از بدن در اون بازه زمانی میشه ،چاقی ، فشار خون بالا و از همه بدتر =>

(bad body posture)

/****************************************************************************/

نامبر 3 : (اعتیاد به کافیین ):

همونطور که بهتر از من میدونید کافِـــــــــــــــیین یه محرک طبیعیه که بیشتر در چای و قهوه و نوشیدنی های انرژی زا هست . باعث تحریک مغز و سیستم عصبی مرکزی میشود و میتواند سطح تمرکز و در نتیجه بهره وری رو بالا ببره .با توجه به انرژی اضافی که فراهم می کند ، این امر باعث می شود که افراد به نوشیدن زیاد کافئین معتاد شوند. اما این کارآیی محرک را از بین می برد زیرا بدن می تواند با آن سازگار شود و سپس دیگر مؤثر واقع نمی شود. ( من که پایه قهوم اونم تو خوده کافه ترجیحا لمیز).

حالا مصرف بیش از حدش چیکار میکنه با بدن :

—باعث تغییر تو الگوی خواب میشه .

–اضطراب و بی قراری

–سعی کنیم بیشتر از 3 لیوان در روز نشه .

/******************************************************************************************/

نامبر 4 : درد کمر و گردن :

ماهیت کار یک برنامه نویس شامل نشستن در مقابل سیستم رایانه ای برای مدت زمان طولانی است. نشستن برای ساعات طولانی علت اصلی درد کمر و گردن است. این مشکل میتونه به مرور باعث کاهش سطح بهروه وری بشه .خوب چه کنیم ؟

—–کشش در فواصل منظم

—–از داشتن ویتامین D و کلسیم در رژیم خودتون اطمینان داشته باشید .

—–نحوه نشستن .

/**********************************************************************************************/

نامبر 5 : (مدیریت استرس )

خوب یه استرس هست بهش میگن استرس کامپیوتری که برای برنامه نویسا یه اتفاق ثابته .

چون کدی که می نویسید احتمالاً در اولین تلاش درست کار نخواهد کرد. این می تواند باعث کاهش بهره‌وری بشه .
برنامه نویسی پره از شکست (اما پیروزی های شیرین) .همش با چالش های مختلف سروکار داریم .یه مسیره مشخص نیست. مسیری که من برای حل موضوع میرم با مسیره افراده دیگه متفاوته اما همشون یه نتیجه داره . اگه چالش پذیر نباشیم و پر حوصله و اگه تو این مسیر تمرین نکنیم و ذهنمون رو اماده ی تحقیق نکنیم . اگه سماجت نداشته باشیم ائن موقع است که برنامه نویسی واسمون میشه شغل خطرناک. باید هواسمون باشه که یه ( ; ) نذاشتن نباید خیلی عصبیمون کنه :)))))).

خوب فک کنم گفتم میخوام کوتاه بنویسم .مطالب دیگری هم هستن مثله شب بیداری که به شدت میتونه صدمه بزنه و تایم خواب و ورزش نکردن و …..

حالا که اومدم نیمه خالیه لیوان و دیدم تو پست بعدی قطعا راجبه خوبیای برنامه نویسی هم میگم که زیادن .

حالا بنظرتون چه چیزای دیگه میتونه برنامه نویسیو خطرناک کنه برای هر فرد ؟ 😉

نوشته برنامه نویسی شغل خطرناکیه ؟ . تاحالا بهش فکر کردی؟ اولین بار در ویرگول پدیدار شد.

گردآوری توسط ایده طلایی

چطوری خدای پایتون بشم؟ خوان اول

جالبی پایتون اینه که عملن توی هر حوزه‌ای بری یه اثری ازش می‌بینی: وب، هوش مصنوعی، شبکه، و الباقی گوشه‌های دنیای کامپیوترها. بعضی‌ها می‌گن بهترین زبان برنامه‌نویسی برای شروع پایتونه، بعضیام اصلن از این زبون خوششون نمیاد. اگر شک دارید که پایتون اون چیزیه که لازم دارید، اول این مطلب رو بخونید: چرا پایتون؟ و اگر تصمیمتون بر یادگیری پایتون بود، ادامه این مطلب منتظر شماست.

خوان اول: آشنایی

برای یادگرفتن پایتون، اول باید پایتون یادگرفت 🙂 خیلی ساده‌س اما مهمه. کاری که باید بکنید اینه: یه منبع پیدا کنید، مطالعه کنید و یاد بگیرید. برای یادگرفتن هم مهم‌ترین نکته پشت‌کار داشتنه. اگر هم هرجای کار نیاز به کمک داشتید، بیاید این زیر بپرسید.

بهترین منابع برای یادگیری پایتون:

نکته مهم: اصولن برای برنامه نویس شدن، زبان انگلیسی یه فاکتور تعیین کننده‌س. اگر زبانتون خوبه، از همین ابتدا بهتره که با منابع انگلیسی شروع کنید به یادگیری. اما اگر فکر می‌کنید زبانتون خوب نیست برای این کار، با منابع فارسی شروع کنید ولی کنارش حتمن حتمن حتمن، زبان انگلیسی رو هم یادبگیرید.

منابع انگلیسی:

کتاب Learn Python The Hard Way یکی از بهترین کتابهاست. از اسمش نترسید. درواقع اصلن هم سخت نیست. آموزش بر اساس مثال پیش می‌ره و خیلی دلنشین هم هست.

آموزش پایتون Sololearn از نظر محتوا شاید به پای کتاب بالایی نرسه، اما یه نکته‌ خوبش اینه که مسیر آموزش به صورت تعاملی طی می‌شه و با تست های خیلی کوچولو سعی بر جا انداختن مطالب داره.

دوره‌ی ویدیویی Python Essential Training از سایت معروف لیندا هم یکی از گزینه‌های خوبه. نزدیک ۵ ساعت ویدیوئه که کلیت ماجرا رو خوب پوشش می‌ده.

رویکرد پیشنهادی: برای دست گرمی، دوره‌ی Sololearn رو بخونید یا کورس لیندا رو ببینید که با برنامه‌نویسی به صورت کلی آشنا بشید. بعد برید سراغ Learn Python The Hard Way و شروع کنید به یادگیری. حتمن هم تمرین ها رو همراه باهاش پیش برید. توی برنامه نویس شدن تمرین خیلی خیلی از مطالعه کردن مهمه تره.

اگر با یه زبون برنامه نویسی دیگه آشنا هستید و مفاهیم ابتدایی مثل شرط و تکرار و تابع و اینا رو می‌دونید آموزش پایتون ۳ Tutorialspoint گزینه‌ی خوبیه. خیلی سرراست مطالب رو لیست کرده و می‌شه یاد گرفت. اما تلاش زیادی برای تفهیم مفاهیم برای کسی که از قبل باهاشون آشنا نیست، نکرده.

منابع فارسی:

آموزش پایتون فرادرس تدریس شده توسط میترا تجربه کار. ۱۸ ساعت آموزشه و توی سرفصل‌هاش چیزای مهم پوشش داده شده. هزینه‌ش هم ۴۰ هزار تومنه.

دوره‌ی آموزش پایتون مکتب‌خونه توسط جادی تدریس شده، مسیر یادگیری به صورت تعاملیه و آزمون و پروژه هم داره. رایگان هم هست.

راستش چون خودم هیچ کدوم از این دوره های فارسی رو ندیدم، نمی‌تونم کیفیتشون رو تضمین کنم. اما دوره‌ی آموزش پایتون مکتب‌خونه، یه مقدار به نظر بهتر میاد. اون کوئیز ها یقینن بهتون کمک می‌کنن. در انتها هم اگر توی آزمونش موفق باشید یه مدرک می‌گیرید. (البته این مدرک و در کل هیچ مدرک دیگه‌ای مطلقن هیچ کاربردی نداره و مهم‌ترین مدرک یه برنامه نویس، مهارتیه که از خودش نشون می‌ده).

با فرض این که بصورت منظم مطالعه می‌کنید، و اینکه چقدر وقت می‌ذارید برای یادگیری، این خوان می‌تونه یه چیزی بین ۲ هفته تا ۲ ماه طول بکشه. سعی کنید عجله نداشته باشید و اون حداقل دو هفته رو براش وقت بزارید. تلاش کنید بیشتر از ۳ ماه نشه این روند، که ممکنه فراموشی‌ و سردی و دلزدگی به همراه داشته باشه.

توی هر جای کار هم نیاز به کمک داشتید، یا سوالی براتون پیش اومد، زیر همین مطلب بپرسید و من تلاش می‌کنم که زود جواب بدم. 🙂

اگر این مرحله رو تموم کردید، برید سراغ خوان دوم —-> به زودی.

اگر براتون مفید بود مطلب، با حمایت کردن ازش من رو دلگرم کنید برای تهیه کردن محتوا‌های بعدی. برای این کار می‌تونید از لایک کردن و کامنت کردن نظر و پیشنهاداتون شروع کنید و بعدش هم من رو توی توییتر دنبال کنید. شناسه‌ی من در توییتر: https://twitter.com/re_ke_mo

اگر از قبل برنامه‌نویس هستید و از روی کنجکاوی این مطلب رو باز کردید، خوشحال می‌شم نظر شما رو هم بدونم. منبع پیشنهادی شما چیه؟

نوشته چطوری خدای پایتون بشم؟ خوان اول اولین بار در ویرگول پدیدار شد.

گردآوری توسط ایده طلایی

چرا بیشتر پروژه های بزرگ همواره بر روی کاغذ می مانند؟

شروع یک پروژه برنامه نویسی یا هر پروژه دیگری  معمولا با طوفان فکری است. جایی که پروژه تعریف می شود اعضای پروژه بدون در نظر گرفتن شرایط شروع به دادن ایده و نظر در رابطه با ویژگی های نرم افزار و یا پروژه می کنند. مسلما طوفان فکری بخش جدای ناپذیر در رابطه با شروع یک پروژه است.

در هنگام پیاده سازی پروژه تیم برنامه نویسی سعی می کنند با یک بررسی دیگر شروع به کار کنند و تمام قابلیت ها و ویژگی های برنامه را پیاده سازی کنند و این شروع مرگ تدریجی پروژه است!

پروژههای بسیاری بودند که با داشتن هزار و یک ویژگی فوق العاده هیچگاه به جز روی کاغذ و یا هارد کامپیوتر به جایی نرسیدند و آن هم فقط و فقط به یک دلیل . کمال گرایی !!

قاعده KISS  در ده ۷۰ میلادی توسط نیروی دریایی ایالات متحده مطرح شد. این قاعد می گویید :


ساده انجام بده احمق!!


برای انجام پروژه ، شما نباید غرق  در ویژگی های خاص برنامه باشید و سعی کنید آنها را پیاده کنید. بلکه فقط و فقط آنهایی را اجرا کنید که نیاز است . در شروع پروژه آنقدر به ویژگی های خاص فکر می شود که بعد از شروع مدتی تیم برنامه نویسی می فهمد که نمی تواند این پروژه را تا انتها به پیش ببرد  چون برای پیاده سازی آن نیاز به زمان بسیار زیاد و هزینه بسیار گزاف دارد.

شاید بد نباشد از یک مثال زنده صحبت کنم. پروژه ای را برای شرکت استارت زدم. هدف اصلی پروژه رد و بدل کردن نامه ها بود و ثبت نامه ها و بس. چیزی پیچیده ای در کار نبود . بعد از مدتی آرام آرام به فکر اضافه کردن قابلیت هایی به نرم افزار شدم . افزودن کلی امکانات متناسب با تجارت درخواست دهنده پروژه. بعد از سه ماه دیدم که با نرم افزاری مواجه هستم که آنقدر امکانات زیاد دارد که نمی توانم آنرا انجام بدهم .  به طور کلی هدف اصلی سیستم از ذهنم رفته بود و تمام انرژی خود را معطوف به اضافه کردن امکانات نمودم در حالی که نرم افزار هنوز برای انجام کار اصلی خود نیز آماده نبود.

بعد از دیدن وضعیت ، اولین کاری که کردم این بود که همه ویژگی ها نرم افزار را لیست بندی کردم . عناوین مهم را بالا بردم و شروع به برنامه نویسی کردم. سپس پروژه را بار گذاری کردم و از آن به بعد هر کدام از ویژگی ها را به ترتیب اولویت ایجاد کردم و به سیستم اضافه کردم.

پس همواره در تعریف کردن پروژه های خود اولویت مهمتر را اول انجام دهید و در زمان مناسب اگر توانستید ویژگی های دیگر را اضافه کنید. نگذارید ویژگی های رنگارنگ شما را از هدف واقعی تان دور کند.

نوشته چرا بیشتر پروژه های بزرگ همواره بر روی کاغذ می مانند؟ اولین بار در ویرگول پدیدار شد.

گردآوری توسط ایده طلایی

سوالات بی جواب!

سوالاتی بی جواب از برنامه نویسی

لینک هایی که می خواهیم توش برنامه نویسی یاد بگیریم:

  • w3schools.com ( بهترین و کامل ترین و ساده ترین سایت آموزش برنامه نویسی با امکان تمرین و تست )
  • bloc.io ( وب سایتی برای آموزش آنلاین برنامه نویسی )
  • continuinged.uml.edu ( وب سایتی برای آموزش آنلاین برنامه نویسی با ارائه مدرک )
  • codeavengers.com ( بستر آنلاین و رایگان برای شروع آموزش برنامه نویسی )
  • html.ir ( وب سایتی برای آموزش ساده و قدم به قدم html از صفر )
  • lynda.com ( وب سایتی برای آموزش اس کیو ال سرور )

____________________________________________________________________________________________

مدت یادگیری برنامه نویسی

به زبان برنامه نویسی بستگی داره، به گزینه های زیر نیز بستگی داد:

  1. مدت زمان فراگیری زبان
  2. استعداد و هوش شما

معمولا 3 تا 6 ماه این زبان ها فرا می گیرید، مگر این که خیلی خل باشید که اونم به نظرم برید تو معدن کار کنید..

____________________________________________________________________________________________

مدرک لازم است؟

ببینید، کم پیش میاد که از ما مدرک بخواد، ولی اگر شخصی یه نفر رو استخدام کنه، بعد بلد نباشه کار کنه؛ در نظر میگیره که اگه یه نفر رو بدون مدرک استخدام کنه بدون مدرک بهتر براش در میاد، بدانید و آگاه باشید که یک ورق کاغذ بدون مهارت هیچ به دردی نمی خورد..

به قول عنصر المعالی کیکاووس: آدمی به هنر است، نه طلا آدمی…

__________________________________________________________________________________________

برای خودمان کار کنیم یا استخدام شویم؟

خیلی ها بعد از یادگیری و شروع کردن به شرکت ها می روند و انتظار دارند که حقوق خوب بگیرند ولی حیف که حقوق خوبی در کار نیست و تصمیم می گیرند که برای خودشان کار کنند…

_________________________________________________________________________________________

چند زبان با هم یادگرفتن

در اول کار اصلا توصیه نمیشه چون از برنامه نویسی زده می شوید، از این کار محروم، پس اول روی یک زبان(که اصولاً زبان C از همه بهتر است) ولی همه پایه هایی که برنامه نویسی است پس بهتر است اول از زبان C و بعد از آن هر زبانی را که دوست داشتید ببینید

_________________________________________________________________________________________

دنبال بودن برنامه روی چند پلتفرم باشیم

برای این کار باید بعد از یادگیری پایه و ساختار به زبان جاوا اسکریپت باشید که روی هر سه پلتفرم دسکتاپ، وب و اندروید جواب می دهد.

________________________________________________________________________________________–

نیاز های برنامه نویسی

  1. ساختمان داده
  2. الگوریتم و فلوچارت

این موارد کاملا نیاز است، یعنی اگه بلد نباشید تقریباً هیچی بلد نیستید، روی ساختمان داده نیز زیاد تمرکز نکیید چون زیاد به کار سما نمیاد و فقط کسایی که مثل بنده می خواد بره فناوری اطلاعات(IT) این ها رو کمی یاد می گیره


نوشته سوالات بی جواب! اولین بار در ویرگول پدیدار شد.

گردآوری توسط ایده طلایی