بازی یا ورزش فکری! مربی حل مسائل…

به مناسبت روز برنامه‌نویس، به دعوت داتین قصد دارم موردی که برای خودم پیش اومد بود در مورد ساختار ذهنی برنامه نویس ها و تغییر اون ساختار توسط بازی های فکری تعریف کنم.


چند سالیه که وارد وادی بردگیم ها و بازی های رومیزی شدم ولی از وقتی کورونا شروع شده خیلی بیشتر درگیرش شدم و تقریبا تفریح اصلیم شده بردگیم بازی کردن.

خیلی وقتا انقدر درگیرش میشم که حس میکنم مغزم وارد یه چالش بزرگ شده و عین وقتی که ورزش میکنم و ماهیچه میسازم مغزم داره ورزش میکنه و تقویت میشه.

البته که خیلی ها فکر میکنند بازی ها فقط مال بچه هاست در صورتی که سخت در اشتباهند (یا هستید) بازی هایی هستند که فقط برای بزرگسالان طراحی شدن و درجه سختی بیار بالایی دارند اصلا مناسب بچه ها نیستن که موضوع بحث ما تو این پست اکثرا همون بازی ها هستن. به سایت Board Game Geek یه سر بزنید تا اطلاعات بیشتری در مورد بازی ها داشته باشید این سایت مثل IMDB میمونه منتها برای بازی های فکری و بازی های رومیزی طراحی شده.

مشکلی که ممکن یک برنامه نویس دچارش بشه تک بعد شدن یا قرار گرفتن زندگیش توی یه چرخه ی ثابته، به خاطر همین عمدتا میبینیم که راه حل ها، جواب ها و هر چیزی که منجر به حل یک موضوع میشه در قالب یه چهار چوب شکل میگیره (البته این به خود خود بد نیست) که توی برنامه نویسی ممکن تبدیل بشه به یک مشکل بزرگ چون یه وقتایی موضوعات کوچیک هستن ولی راه حل ما براش یه راه بزرگ و Over Qualify میشه (مثلا انتخاب یه معماری بزرگ برای یه نرم افزاری که هیچوقت تعداد یوزرش به اون اندازه زیاد نمیشه) یا خیلی وقتا موضوع و مشکل اونقدر بزرگ هست که ذهن ما برای اون محیط تربیت نشده در نتیجه جواب یا راه حل ما مناسب اون مسئله نیست. همیشه راه حل کار کردن با یک شرکت بزرگ و قرار گرفتن در محیط نیست.

من بعد از مدتی حس کردم وقتی دارم برنامه نویسی میکنم نحوه نگاهم به مسائل متفاوت شده اولش فکر کردم این به خاطر همزمانی تغییر محل کارمه که خودش باعث تفاوت مسائلی که باهاشون درگیرم هم شده ولی بعد ها برای یه سری پروژه شخصی داشتم کار میکردم متوجه شدم این ربطی به تغییر محیط و محل کار و مسائل نداره و این دقیقا به خاطر بازی کردن بود.

چرا بردگیم این تغییرات رو ایجاد کرد؟

سوالی بود همون اوایل برام پیش اومد بود این بوده که مگه بردگیم چیکار میکنه که این تغییر توی مغزم ایجاد کرده؟ دلایل زیر بعد از کمی تحقیق و خوندن و تجربه شخصی به دست اومدن و حداقل برای من که صادق بودن.

۱- گیمیفیکیشن و ریسک

همین که شما یه سری مسائل یا ماموریت رو در قالب بازی دارید انجام میدید و از دنیای واقعی رها میشید جرات بیشتری برای ریسک دارید این خودش به مغز ما کمک میکنه Out of the box فکر کنه و چیزی (غیر از قوانین بازی) محدودش نکنه. شما ترسی از بابت از دست دادن منابع یا پول یا هر چیز دیگه ای ندارید چون واقعا وجود ندارن.

۲- هیچوقت نشده یه فضانورد بشی!

بازی ها جنس مسائل رومزه رو به جلوی ما میذارن که ما حل کنیم در صورتی که ممکن هیچوقت تو زندگی خودمون با اون جنس مشکلات و مسائل رو به رو نشیم. پس توی یه محیط غیر واقعی داریم یه مشکلی رو حل میکنیم که ممکنه در دنیای واقعی هیچوقت برای خودمون پیش نیاد. شاید هیچوقت پیش نیاد شما کشاورزی باشید که بامبو کشت میکنه و قرار یه پاندا رو سیر کنه (بازی تاکنوکو) یا هیچوقت پیش نمیاد شما دزد دریایی بشید تا هدفتون کشف بیشتر گنج باشه (بازی جاماییکا) یا حتی ممکن نیست یه کاراگاه باشید که هدفتون پیدا کردن مخوف ترین قاتل زنجیره ای لندن باشه (بازی مستر جک) یا یه کلکسیونر پرنده باشید باغ پرنده خودتون رو بسازید (وینگسپن) یا یه سری وایکینگ باشید و به همراه واکینگ های دیگه به جاهای مختلف حمله کنید و حتی ممکنه خدمه های کشتی شما آسیب ببند و بمیرند و…

اما بازی رومیزی به شما اجازه میدن همه اینا باشید.

۳- عطش برنده شدن و پیروز شدن در رقابت

مگه میشه بازی کنی و دلت نخواد برنده بشی خود این عطش زیاد برای برنده شدن نگاه مارو به مسائل تغییر میده. تو زندگی روزمره کم این عطش پیروز شدن پیش میاد ولی بردگیم و بازی های فکری اینجوری ساخته شدن که شما فکر کنید یا بهتره بگم درست و اصولی فکر کنید و برنده بشید. پس همیشه حل مسئله مهم نیست مهم اینه که درست و اصولی حلش کنی تا برنده بشی چون تو بازی همه ممکن مسائل رو حل کنند.

۴- خروج از انزوا دیدن طرز فکر دیگران

خیلی وقتا ما تو شغلمون ذهنمون نسبت به یه سری مسائل Bios میشه و از بین بردن اون ساختاری که تو ذهنمون شکل گرفته گاهی سخت میشه. اما اکثر بازی ها اینجوریه که دنبال یه هدفی خاص هستیم و ممکن دیدن استراتژی رقیبمون مارو به وجد بیاره و این خودش باعث هم افزایی میشه در نتیجه مغز ما از اون انزوای تلقینی که ذهنمون ایجاد کرده دور میشیم حتی تو یه سری بازی ها ما باید با همکاری هم بازی رو به سرانجام برسونیم که بهشون میگن بازی های Co. Operative مثل بازی های Pandemic یا Crew و…

۵- اجزای قابل لمس

این بخش شاید فقط از لحاظ بصری جذاب باشه که مارو بیشتر به سمت بازی کردن بکشه که چهار واکنش بالا رخ بده. توی بردگیم اینکه شما سکه دارید یا اگه قراره طلا به دست بیارید تو بازی تیکه های کوچیکی به شکل طلا وجود داره یا اگه قرار بامبو بکارید یه سری بامبو پلاستیکی هست که شما رو هم میچنید و انگار رشد میکنند.

بامبو ها و پاندا و کشاورز و کانال های آبرسانی بازی تاکنوکو

اگه شما هم علاقمند شدید که این ورزش فکری رو شروع کنید یا حداقل یک بار امتحانش کنید چندین بازی بهتون معرفی میکنم که بهشون میگن Gateway که برای شروع مناسب هستن.

  • بازی Century – Spice Road (مناسب برای ۲ تا ۵ نفر)
  • بازی آزول یا همون Azul نسخه اولش (مناسب برای ۲ تا ۴ نفر)
  • بازی کودتا+ (مناسب برای ۳ تا ۱۰ نفر)
  • بازی جیپور یا جایپور (مناسب برای ۲ نفر)
  • بازی کاپوچین (مناسب برای ۲ تا ۴ نفر)

یا اگه نمیخوایید بازی بخرید یک بار هم شده به جاهای موسوم به کافه بردگیم ها سر بزنید اونجا کلی آدم هستن که باهاشون بازی کنید و کلی آدم دیگه که بهتون بازی معرفی میکنن و یاد میدن. کافه هایی مثل

  • کافه برد
  • کافه بازی بازا
  • کافه گلگسی
  • فکر کرده

سوالی اگر در مورد بردگیم ها یا بازی های فکری داشتید من یه پیج اینستاگرامی دارم که اونجا میتونید معرفی بازی ها رو ببینید یا اگر سوالی براتون پیش اومد بپرسید یکی از پست های همین صفحه رو این زیر میذارم که به پیج دسترسی پیدا کنید

https://www.instagram.com/p/COAo0FOnar9

در آخر امیدوارم این پست شما رو با این دنیا آشنا کرده باشه و کمی علاقمند شده باشید که برید سمت بازی های فکری و اونارو امتحان کنید و اگر قبلا باهاشون آشنایی دارید نظرتون و بازی های مورد علاقتون رو توی کامنت ها بهم بگید.

نوشته بازی یا ورزش فکری! مربی حل مسائل… اولین بار در ویرگول پدیدار شد.

گردآوری توسط ایده طلایی

دیدگاهتان را بنویسید