چطور و با چه زبانی علم داده و هوش مصنوعی رو شروع کنیم؟

علم داده فقط مخصوص یک زمینه نیست. چه شما مهندس باشی، چه دکتر، چه پلیس، بالاخره روزی میاد که چهارتا دختر و پسر با عینک و هودی بهتون نزدیک می شند و میگن که بهتر از شما می تونند بیماری هارو تشخیص بدن، فروش محصولات رو پیش بینی کنند یا حتی جنایت کارهارو شناسایی کنند.
من در اینجا خلاصه ویدئو این هفته رو مینویسم تا همه از زبان شیرین فارسی هم لذت ببریم:)

اول از همه باید بگم که من اینجا تجربیات خودم و هرچیز مفیدی که از اینترنت پیدا کردم رو براتون خلاصه می کنم. ازونجایی که پایتون و آر از بقیه معروف ترهستن، من تصمیم گرفتم یک مقایسه روی این دو بزنم. این به این معنی نیست که اگر از متلب یا برنامه دیگه ای استفاده می کنین، اونها به هیچ دردی نمی خورند:)
از اونجایی که این علم روز به روز داره معروف و معروف تر میشه، آدم های بیشتری دارن وارد این حوزه میشند. خیلی ازین آدم ها پیشینه یا مدرک کامپیوتری ندارند. به همین دلیل خیلی از ما اول که می خواییم شروع به یادگیری کنیم مغزمون بین چندین گزینه برای یادگیری مهمترین ابزار این مسیر، یعنی زبان برنامه نویسی مناسب، گیج میشه.

بیشتر از یک سال پیش شروع به یادگیری علم داده و کار در این زمینه کردم. اولین روز ها خیلی ازین زمینه سر درنمیاوردم ولی چون رشته خودم مهندسی صنایع بود و عاشقش نبودم، می خواستم یک زمینه ی مربوط به کامپیوتر رو امتحان کنم و چه فرصتی بهتر از دوره کارآموزی. همونطور که میدونین بازار کار ایران برای افراد کم تجربه خیلی باز نیست و من هم بابای کله گنده و با ارتباطات فوق العاده در شرکت های کله گنده نداشتم 🙂

خب ولی چون میدونستم که رشته خودم برام جذاب نیست گفتم عاقا من شروع می کنم به درخواست کارآموزی دادن تا یکجا بالاخره من بی تجربه رو قبول کنه 🙂

از ما درخواست و از اونها انکار 🙂

خلاصه بعد از این همه، یکی تونستم با یکی از شرکت ها برای تحلیل داده شروع به کار کنم. دو ماه کارآموزی یا شاید بیشتر خودآموزی و تلاش باعث شد بتونم همکاریم رو به عنوان کارمند باهاشون ادامه بدم. تو این دوران من با پایتون و تبلو کار می کردم و یکی از کارفرما ها یا بهتره بگم مشاورین اون شرکت، با R کار می کرد.

ما برای حل مسائل مختلف با هر دو زبان کار می کردیم و خیلی وقت ها هم برای نمایش داده به سراغ تبلو میرفتیم. اینجا من

1. ویژگی های هر دو زبان
2. معیار TIOBE
3. چیزی که الان در بین کاربران علم داده معروف هست
رو می نویسم تا باشد که دیگر فرزندان نوپای عالم داده رستگار شوند.

اول: ویژگی های دو زبان

هر دو Python و R حدود 3 دهه هست که درست شدند. Python از روز های اولیه با هدف برنامه نویسی به راحتترین و بهینه ترین شکل نوشته شده. در صورتی که R رو محققان آماری نوشتند. همونطور هم که انتظار میره افرادی که از پیشینه آماری میان راحتتر می تونند در این محیط تحقیق و آنالیز دیتا انجام بدند اما افرادی که پیشینه کامپیوتری دارند با پایتون راحتترن.

پایتون زبان Robust هست. به این معنا که خوندن و دیباگ کردن توی اون خیلی راحتتر و ساده تر از آر میشه. حتی شما برای نوشتن توابع و یادگیری اونها مخصوصا در زمینه های یادگیری ماشین و هوش مصنوعی راحتتر می تونید با این زبان کار کنید و دستورات رو بهش بگید چون دستورات پایتون خیلی شبیه به زبان معمولی انگلیسی هست.

اما خب در پایتون شما خیلی ابزار ها و توابع آر رو ندارین و متاسفانه خیلی وقت ها نتایج به زیبایی نتایج آر درنمیاد.

معیار TIOBE

این معیار محبوبیت یک زبان برنامه نویسی رو مشخص میکنه و همونطور که میبینید پایتون در مقایسه با آر خیلی خیلی محبوب تر هست. ولی خب این یک معیار جالب برای ما نیست چون داره یک جامعه بزرگ رو میبینه نه تنها دیتا کار هارو. ولی از این می تونیم بفهمیم که اگر شما پایتون بلد باشید و بخوایید در تیمی کار کنید که نرم افزار درست می کنند و از شما بخوان ماشین لرنینگ رو برای تحلیل بخش های مختلف یا حتی ارائه خدمات استفاده کنین، شما بهتر با تیمتون و همچنین بخش های مختلف کار می تونید تبادل اطلاعات و داده کنید.

کگلر ها همه وسط

توضیح نمودار: در یک همه پرسی در سال های اخیر از بین تمام افرادی که در کگل بودند، بیشتر از همه استفاده از پایتون رو به افراد تازه کار پیشنهاد میدند.

توضیح نمودار: از بین تمام گروه های مختلف فقط بین محققان علم داده از R بیشتر از Python استفاده می کنند.

توضیح (نمودارشو نمیذارم دیگه خسته شدم. بله:)) ): تمام افراد این حوزه با رنج های مختلف تجربه همه بیشتر از پایتون تا هر زبان برنامه نویسی دیگه استفاده می کنند.

امیدوارم این مقاله یک دید کلی برای تصمیم گیری بین این دوزبان بهتون داده باشه و از دیدن نمودار ها چیزی رو که میخواستید پیدا کرده باشید.

حتما در قسمت نظرها در اینجا یا یوتیوب، دیدگاهتون رو درمورد هر دو زبان یا حتی زبان های کاربردی دیگه برای علم داده به اشتراک بذارین 🙂

نوشته چطور و با چه زبانی علم داده و هوش مصنوعی رو شروع کنیم؟ اولین بار در ویرگول پدیدار شد.

گردآوری توسط ایده طلایی

7 علت محبوبت و کارآمدی زبان برنامه نویسی پایتون

زبان برنامه‌نویسی پایتون (Python) یک زبان برنامه نویسی عمومی است، به این معنا که برای تولید نرم‌افزارها در حوزه‌های مختلف می‌توان از آن استفاده کرد. این زبان برنامه‌نویسی به اندازه‌ای ساده، کارآمد و جذاب است که حتی آن‌هایی که از برنامه‌نویسی تنفر دارند نیز وسوسه می‌شوند که پایتون را یادبگیرند. پس بیایید نگاهی به ویژگی‌ها و قابلیت‌های پایتون بیندازیم، شاید شما هم علاقه‌مند به یادگیری این زبان شدید.

زبان برنامه نویسی پایتون

در ابتدا اجازه دهید به طور خلاصه زبان برنامه‌نویسی را معرفی کنیم. زبان‌های برنامه نویسی همان ابزارهایی هستند که به ما کمک می‌کنند تا دستورالعمل‌های خود را به سخت افزار کامپیوتر منتقل کرده و خروجی مورد نظر را دریافت کنیم. جاوا، PHP، پایتون، ++C و .NET همه جزو زبان‌های برنامه نویسی محسوب می‌شوند.

پایتون از رویکردهای مختلف برنامه‌نویسی از جمله برنامه نویسی شی‌گرا، برنامه‌نویسی ساخت یافته (structured programming)، برنامه‌نویسی عملکردی و برنامه‌نویسی جنبه‌گرا پشتیبانی می‌کند. البته این تنها علت محبوبت پایتون نسبت به سایر زبان‌های برنامه‌نویسی نیست.

زبان برنامه‌نویسی پایتون که برای اولین بار در سال 1991 معرفی شد به سرعت محبوبیت بسیاری رسید و توانست به سریع‌ترین زبان برنامه‌نویسی دنیا تبدیل شود، اما چرا این زبان برنامه‌نویسی تا این اندازه محبوب شده است؟

7 علت محبوبیت پایتون

مزایای گفته شده اگرچه مهم هستند اما تنها علل محبوبیت و همه‌گیر شدن پایتون نیستند. پس بیایید با مزایا و ویژگی‌های مثبت این زبان برنامه‌نویسی آشنا شویم.

1. یادگیری و استفاده آسان

برای افرادی که قصد دارند وارد دنیای برنامه‌نویسی شوند، این زبان برنامه‌نویسی بهترین گزینه محسوب می‌شود زیرا یادگیری آن ساده‌تر از دیگر زبان‌های برنامه‌نویسی است. به‌علاوه کار کردن با این زبان همه منظوره به حدی ساده است که حتی توسعه دهندگان تازه‌کار نیز مشکلی نخواهند داشت.

2. توسعه و پشتیبانی

حدود 30 سال از عرضه اولین نسخه پایتون می‌گذرد، در این مدت این زبان برنامه‌نویسی توسعه پیدا کرده و اکنون می‌تواند خواسته‌های توسعه دهندگان از مبتدیان تا متخصصان برجسته را برآورده کند. به‌علاوه منابع بسیاری از جمله ویدئوهای آموزشی، مقالات خودآموز و کلاس‌های مبتدی تا پیشرفته زیادی برای یادگیری این زبان برنامه‌نویسی وجود دارد. بنابراین کار تازه واردان به عرصه برنامه‌نویسی آسان شده است.

به‌علاوه از آنجا که مدت زیادی از حضور پایتون در میان زبان‌های برنامه نویسی می‌گذرد، توسعه دهندگان بسیاری آن را رشد داده‌اند و اسناد توسعه بسیاری برای آن تهیه کرده‌اند. در نتیجه انجمن توسعه دهندگان پایتون یکی از فعال‌ترین انجمن‌های زبان برنامه‌نویسی شده است.

به بیان ساده‌تر، اگر برنامه‌نویسی با مشکلی در رابطه با این زبان برنامه‌نویسی مواجه شد، می‌تواند از دیگر توسعه دهندگان در هر سطحی پشتیبانی دریافت کند. کمک به موقع نقشی تعیین کننده در پیشرفت و اتمام به موقع یک پروژه خواهد داشت.

3. پشتیبانی شرکت‌های بزرگ و معتبر از پایتون

اگر شرکتی از یک زبان برنامه‌نویسی حمایت کند باعث رشد سریع‌تر آن خواهد شد. اجازه دهید با مثالی این موضوع را واضح‌تر بیان کنیم، برای مثال زبان برنامه‌نویسی PHP توسط فیسبوک، جاوا توسط اوراکل و ویژوال بیسیک و C# توسط مایکروسافت پشتیبانی می‌شوند.

زبان برنامه‌نویسی پایتون توسط فیس بوک، آمازون و گوگل پشتیبانی می‌شود. این موضوع یکی از عوامل رشد و توسعه این زبان برنامه‌نویسی است. گوگل از سال 2006 میلادی برای تولید تعداد بسیاری از نرم‌افزارها و سیستم عامل‌ها از پایتون استفاده کرد. به‌علاوه تلاش و هزینه بسیاری از سوی گوگل صرف آموزش و موفقیت این زبان برنامه‌نویسی شده است؛ تا جایی‌که حتی یک پورتال اختصاصی نیز برای پایتون ایجاد کرده‌اند.

4. عرضه صدها کتابخانه (Libraries) و چارچوب (Frameworks)

این زبان برنامه‌نویسی محبوب تعداد زیادی کتابخانه و فریم‌ورک دارد که به برنامه‌نویسان برای پیشبرد سریع‌تر پروژه کمک می‌کند. به‌علاوه کتابخانه‌هایی با تمرکز بر موضوعاتی خاص مانند nltk برای پردازش زبان‌های طبیعی و scikit-learn برای یادگیری ماشین نیز در دسترسی کاربران قرار دارد.

برخی از کتابخانه‌ها و چارچوب‌های این زبان برنامه‌نویسی شامل Matplotib برای رسم نمودار، SciPy برای کاربردهای مهندسی، علوم و ریاضیات، NumPy برای محاسبات علمی و Django برای توسعه وب سمت سرور می‌شود.

5. کاربردهای متنوع، کارایی بالا، قابلیت اعتماد و سرعت

پایتون تقریبا در محیطی کارایی دارد و در هر پلتفرمی که از آن استفاده کنید با مشکل کاهش عمکلرد مواجه نخواهید شد. این زبان برنامه‌نویسی در حوزه‌های مختلفی مانند نرم‌افزارهای موبایل، ویندوز اپلیکیشن، توسعه وب، سیستم عامل و… می‌تواند استفاده شود؛ این کاربردهای متعدد پایتون را جذاب‌تر کرده است.

6. کلان داده، یادگیری ماشین و رایانش ابری

امروزه کلان داده‌ها، یادگیری ماشین و رایانش ابری از داغ‌ترین موضوعات مطرح در حوزه کامپیوتر هستند که به سازمان‌ها در بهبود فرایندها و گردش کارشان کمک می‌کند و این امکاناتی است که با پایتون به راحتی فراهم خواهد شد.

پایتون بعد از زبان R دومین ابزار محبوب و پرطرفدار برای تجزیه و تحلیل داده‌هاست. به‌طوری‌که حجم زیادی از پردازش داده‌ها در سازمان‌ها توط این زبان برنامه‌نویسی انجام می‌شود. سهولت در تجزیه‌و‌تحلیل و سازماندهی داده‌ها مهمترین علت محبوبیت این زبان برنامه‌نویسی در زمینه کلان داده‌هاست.

7. اتوماسیون

زبان پایتون امکان اتوماسیون کارها و تسک‌ها را به لطف ابزارها و ماژول‌های زیادی که دارد فراهم کرده است. شاید باورکردنی نباشد که به آسانی با استفاده از کدهای این زبان می‌توان به سطح پیشرفته اتوماسیون رسید.

به‌علاوه این زبان برنامه‌نویسی همه کاره بهترین تقویت کننده عملکرد در اتوماسیون تست عملکرد نرم‌افزار است. قطعا متعجب خواهید شد وقتی ببینید در زمانی کم و تعداد نه چندان زیاد خط‌هایی از کدها بهسطح پیشرفته اتوماسیون رسیدید.

امروزه پایتون به علت کاربردهای زیاد در هوش مصنوعی، داده‌های کلان و… بسیار مورد توجه قرار گرفته و شرکت‌های بسیاری به دنبال جذب برنامه‌نویسان ماهر در این زمینه هستند. از طرف دیگر به خاطر مواردی که باهم مطالعه کردیم بسیاری از برنامه‌نویسان به سراغ یادگیری پایتون می‌روند. بنابراین این بازار رونق خوبی دارد و آینده‌ای روشن در انتظار برنامه‌نویسان پایتون خواهد بود.

نوشته 7 علت محبوبت و کارآمدی زبان برنامه نویسی پایتون اولین بار در ویرگول پدیدار شد.

گردآوری توسط ایده طلایی

مجموعه آموزش برنامه نویسی آردوینو و اینترنت اشیا

شما با مشاهده این مجموعه آموزشی قادر خواهید بود تا پروژه های حرفه ای و دلخواه خود را با ترکیب پروژه های دیگر تهیه کنید همچنین با دانلود این پکیج بالاترین ورژن نرم افزار آردوینو به همراه این مجموعه در اختیار شما قرار می گیرد.

این پکیج آموزشی شامل ۲۰ قسمت بوده که ۱۵ قسمت اول آن مربوط به آموزش برنامه نویسی آردوینو و ۵ قسمت انتهایی آن مربوط به آموزش اینترنت اشیا توسط برد WEMOS D1 بوده که با استفاده از اندروید و اینترنت می توان این برد را کنترل کرد.

در اصل این مجموعه شامل دو بخش آردوینو و اینترنت اشیا می باشد، که در یک مجموعه و با قیمت بسیار مناسب در اختیار علاقه مندان قرار می گیرد.

تمامی بخش های این مجموعه به صورت ویدیویی و به زبان فارسی بوده که علاوه بر آن سورس برنامه ها و آخرین نسخه آردوینو نیز با این مجموعه ارائه می گردد.

این مجموعه آموزشی پروژه محور می باشد. و در پایان هر جلسه تست سورس های آموزش داده شده، ارائه شده است.

با یادگیری این مجموعه آموزشی می توانید تمامی پروژه های دلخواه خود را در زمینه آردوینو و اینترنت اشیا به سادگی ایجاد کنید.

برای خرید این مجموعه می توانید از لینک زیر اقدام کنید :

پکیج آموزش برنامه نویسی آردوینو

منبع : www.mihanproject.com

نوشته مجموعه آموزش برنامه نویسی آردوینو و اینترنت اشیا اولین بار در ویرگول پدیدار شد.

گردآوری توسط ایده طلایی

تدریس خصوصی دوره برنامه نویسی Front-end

با یادگیری برنامه نویسی Front-end آینده شغلی خود را تضمین کنید!!!

*** آموزش کدنویسی HTML, CSS و JavaScript

*** همراه با تمرین های کلاسی و پروژه محور

*** از مفاهیم پایه تا پیشرفته

دوره آموزشی frontend

استاد کارشناس فناوری اطلاعات با 15 سال سابقه کار اجرایی و آموزش.

با کمک این دوره به راحتی قالب یک وب سایت را طراحی و برنامه نویسی کنید.

*** بخاطر کرونا تخفیف ویژه در نظر گرفته شده است ***

لطفا جهت اطلاعات بیشتر و ثبت نام درخواست خود را به آدرس ایمیل زیر ارسال کنید:

bugless.ir [at] yahoo [dot] com

موفق باشید

نوشته تدریس خصوصی دوره برنامه نویسی Front-end اولین بار در ویرگول پدیدار شد.

گردآوری توسط ایده طلایی

با پایتون چه برنامه هایی میشه ساخت؟

چرا باید کاربرد زبان‌های برنامه نویسی را بشناسیم؟

یادگیری یک زبان برنامه نویسی جدید ممکن است وقت و انرژی زیادی از شما بگیرد. هرچند یادگیری قوائد نوشتاری (Syntax) زبان‌ها معمولا کار سختی نیست و بیشتر وقت و انرژی برنامه نویس صرف مسلط شدن به آن زبان می‌شود. اگر ندانید زبان برنامه نویسی ای که در حال یاد گرفتن آن هستید چه کاربردهایی دارد، احتمالا انگیزه خود را در زمان یادگیری از دست خواهید داد و یا در طول مسیر دچار سردرگمی می‌شوید. مثلا کسی که سراغ PHP می‌رود به احتمال زیاد می‌خواهد برنامه نویس وب شود یا کسی که سراغ زبان Kotlin می‌رود، احتمالا تصمیم دارد به عنوان برنامه نویس اندروید فعالیت کند. پس می‌توان اینگونه نتیجه گرفت که شناخت کاربردهای یک زبان برنامه نویسی، یکی از مهمترین گام‌های آموزش آن است.

کاربرد پایتون چیست و کجا استفاده می‌شود؟

پایتون یک زبان عمومی (General Purpose) است و محدود به یک حوزه خاص نمی‌شود. این یعنی می‌توانید با یک تیر چند نشان زده و در بخش‌های مختلف تکنولوژی فعالیت کنید. یک برنامه نویس پایتون اگر حرفه‌ای باشد، در هر حوزه ای حرف برای گفتن خواهد داشت. بعضی از زبان‌های برنامه نویسی مخصوص به یک حوزه خاص هستند یا اگر به بخش‌های دیگر ورود کنند قدرت زیادی ندارند، اما پایتون اینگونه نیست. کافی است آن را یاد بگیرید و تبدیل به یک متخصص پایتون شوید تا ببینید در دنیای برنامه نویسی واقعا چه قدرتی به شما می‌دهد.

مهم‌ترین دلیلی که باعث شد پایتون به بخش‌های مختلف IT وارد شود، کتابخانه‌ها بودند. این کتابخانه‌ها هستند که پایتون را توسعه پذیر می‌کنند. همین‌طور باعث راحت‌تر شدن کار برنامه نویسان می‌شوند. البته بعضی از این کتابخانه‌ها هنوز جای رشد و پیشرفت دارند و در پروژه‌های بزرگ قابل استفاده نیستند. یکی دیگر از قابلیت‌های جذاب پایتون، چسبندگی این زبان است. منظور از چسبندگی یا Glue Language این است که پایتون می‌تواند به خوبی با کدهای سایر زبان‌ها ادغام شود یا اصطلاحا به آن‌ها بچسبد. به کمک این تکنیک می‌توانید یک قطعه کد به زبان C یا هر زبان دیگری را به راحتی به پروژه خود اضافه کنید. در ادامه کاربرد پایتون را که 9 بخش اصلی تقسیم می‌شوند، به صورت دقیق مورد بررسی قرار خواهیم داد.

اتوماتیک کردن کارها

شما می توانید برنامه هایی بسازید که به راحتی کارهای خسته کننده ای مثل بروز رسانی ها یا تغییر نام پوشه ها رو به شکل اتوماتیک انجام بدید.

طراحی رابط کاربری

شما با ماژول tkinter میتونید رابط های کاربری عالی با استفاده از زبان پایتون بسازید.

یادگیری این کار برای دوستانی که علاقه دارن برای دسکتاپ برنامه بنویسن خیلی واجبه.

داده کاوی در توئیتر

توئیتر محلی بسیار عالی برای تمرین کار با داده هاست.

شما می توانید از زمینه بازی توئیتر استفاده کنید و برای سوالاتتون درباره دیتا ماینینگ جواب پیدا کنید.

پیگیری قیمت بیتکوین

اپلیکیشنی بسازید که قیمت بیت کوین ،ایتریوم و یا ارزهای دیگه رو ردگیری کنه تا بدونید باید درچه ساعتی اونها رو بفروشید و در چه ساعتی بخرید تا همیشه سود کنید.

توئیتر شخصی بسازید.

شما می توانید به راحتی با استفاده از میکرو فریم ورک flask یک سامانه میکروبلاگینگ مثل توئیتر برای خودتون بسازید.

بلاکچین بسازید.

فناوری بلاکچین هر روز درحال گسترشه و امروزه تقریبا برای هر نوع معامله ای ازش میشه استفاده کرد .

اگر میخواید یک بلاکچین دولوپر شوید ،پایتون یک زبان عالی برای اینکاره.

بازی بسازید.

با استفاده از pygame به راحتی می تونید بازی بسازید و اونها رو منتشر کنید.درحقیقت یک بازی ساز به زبان پایتون بشید.

یادگیری ماشین

یادگیری ماشین (Machine Learning) موضوعی است که در زندگی روزمره ما حضور دارد و گاهی بدون اینکه متوجه باشیم در حال استفاده از آن هستیم. برای مثال زمانی که در سایت گوگل به جستجو می‌پردازیم و گوگل لیستی از نتایج را به ما نشان می‌دهد، در حقیقت در حال استفاده از الگوریتم‌های یادگیری ماشین هستیم. همچنین، بعضی از فروشگاه‌های اینترنتی با شخصی‌سازی سایت برای کاربران، پیشنهادهایی هوشمندانه‌ای به ما ارائه می‌دهند. سیستم‌های تشخیص چهره یا دستیارهای صوتی مثل Cortana یا Siri نمونه دیگری از کاربردهای یادگیری ماشین هستند. لازم به ذکر است که پایتون در یادگیری ماشین عملکرد مناسبی دارد و بسیاری از متخصصان Machine Learning از کتابخانه‌های آن استفاده می‌کنند.

یادگیری ماشین برای هر کسی که به هوش مصنوعی علاقه داره یک فیلد واجبه . شما در پایتون به منابع بسیار زیادی برای یادگیری ماشینی دسترسی دارید.

طراحی وبسایت کمترین کاری هست که از پایتون بر میاد.

وقتی صحبت از طراحی سایت و توسعه وب می‌شود، احتمالا ذهن بعضی از افراد به سمت PHP یا ASP می‌رود. البته چیز عجیبی هم نیست، چون بسیاری از سایت‌های مطرح با این دو زبان برنامه نویسی نوشته شده‌اند. اما با گذشت زمان پایتون هم در وب توانایی‌های خود را به خوبی نشان داد و در ساخت برنامه‌های تحت وب به کار گرفته شد. مخصوصا از زمانی که فریم ورک‌های آن در زمینه طراحی وب روی کار آمدند. فریم ورک‌های مطرحی مثل Django و میکروفریمورک‌هایی مثل Flask در محبوبیت پایتون نقش مهمی ایفا کردند. خیلی از افراد، پایتون را یاد می‌گیرند تا زودتر سراغ این فریم ورک‌ها بروند. در حال حاضر Django ششمین فریم ورک محبوب دنیا برای ساخت سایت‌ است و پروژه‌های بزرگی با آن پیاده‌سازی شده‌اند. سایت‌های موفقی مثل اینستاگرام، ناسا، پینترست و غیره از Django استفاده می‌کنند.

اکثر فریم ورک‌های پایتون مثل جنگو از الگوی طراحی MVC پشتیبانی می‌کنند و این مزیت مهمی برای طراحی صفحات وب است. زیرا MVC یک استاندارد شناخته شده بین برنامه نویسان است. همینطور پایتون از شیء گرایی پشتیانی کرده و طراحی سیستم‌های بزرگ و پیچیده را راحت‌تر می‌کند. پایتون به طور پیشفرض برای کار با داده‌ها و ایجاد تغییر در آن‌ها از پایگاه داده SQLite استفاده می‌کند. ماژول sqlite3 توانست این دیتابیس را با پایتون ادغام کند و برای پروژه‌های کوچک تا متوسط انتخاب ایده آلی به حساب می‌آید. هر چند برای کار با پایگاه داده هایی مثل MySQL یا MongoDB هم راه هایی وجود دارد.

پایتون زبانی قدرتمند و منعطف است که برنامه نویس با انتخاب آن می‌تواند در بخش‌های مختلف تکنولوژی فعالیت داشته باشد. اگر دنبال زبانی هستید که کارهای متنوعی انجام دهد، پایتون انتخاب بسیار مناسبی است. از پایتون برای ساخت وب سایت، اپلیکیشن‌های موبایل، نرم افزارهای دسکتاپ و بازی‌های سبک استفاده می‌شود و در زمینه تست نفوذ و هک کاربرد گسترده ای دارد. با پایتون می‌توانید در علوم مختلف هوش مصنوعی مثل یادگیری ماشین یا داده کاوی نیز فعالیت کنید و خلاصه دست شما برای ورود به بیشتر حوزه‌های تکنولوژی باز است. این ویژگی پایتون را تبدیل به یکی از محبوب‌ترین زبان‌های برنامه نویسی کرده است. شما بیشتر به کدام حوزه برنامه نویسی در پایتون علاقه دارید؟

نوشته با پایتون چه برنامه هایی میشه ساخت؟ اولین بار در ویرگول پدیدار شد.

گردآوری توسط ایده طلایی

💻چرا باید برنامه نویسی یاد بگیریم؟

💻چرا باید برنامه نویسی یاد بگیریم؟

👨‍💼🧑‍💼مستقل بودن

💰درآمد خوب

🏠🏢وابسته به مکان نبودن

⏳فرصت شغلی بالا

🔩🛠حس ساختن و خلق کردن

🎩موقعیت اجتماعی خوب

✈️امکان مهاجرت

💵 امکان درآمد دلاری با کار کردن با سایت های فریلنسری خارجی

نوشته 💻چرا باید برنامه نویسی یاد بگیریم؟ اولین بار در ویرگول پدیدار شد.

گردآوری توسط ایده طلایی

چیزایی که در تعیین هزینه یک پروژه برنامه نویسی به چشم نمیاد

💰چیزایی که در تعیین هزینه یک پروژه برنامه نویسی به چشم نمیاد

✅ مصرف برق

✅ مصرف اینترنت

✅ استهلاک لپ تاپ و کامپیوتر و لوازم جانبی

✅ درگیری چشم و کمر و زانو و گردن

✅ وقتی که برای شنیدن توضیحات کارفرما گذاشته می شود

✅ وقتی که برای تست کردن و کار با پروژه برای کارفرما گذاشته می شود

📝 شما چه هزینه هایی رو میدونید که در انجام پروژه برنامه نویسی دیده نمی شود؟

نوشته چیزایی که در تعیین هزینه یک پروژه برنامه نویسی به چشم نمیاد اولین بار در ویرگول پدیدار شد.

گردآوری توسط ایده طلایی

بهترین کشور ها برای مهاجرت یک برنامه نویس

همانطور که احتمالا می دانید برنامه نویسی یکی از مشاغل رو به رشد و پر درآمد دنیاست.

برنامه نویسی یکی از مشاغلی است است که فرصت های شغلی زیادی دارد .

با این حال ، بازار نرم افزار در ایران ، چندان قدرتمند نیست .

عدم شناخت و استقبال مردم از صنعت IT،این صنعت را تضعیف کرده است.

به همین دلیل بسیاری از برنامه نویسان به فکر مهاجرت از ایران افتاده اند.

با من همراه باشید تا با چند کشور مناسب برای مهاجرت آشنا شوید.

شرایط لازم برای مهاجرت

داشتن مدرک کارشناسی در علوم کامپیوتر،فناوری اطلاعات یا رشته های مرتبط با برنامه نویسی کامپیوتر لازم است و اغلب کارفرمایان ممکن است کسانی را که دارای مدرک کارشناسی ارشد و دارای تجربه پژوهشی هستند را ترجیح دهند.

برای مهاجرت ما باید به زبان انگلیسی تسلط کامل داشته باشیم.

علاوه بر زبان انگلیسی ما باید یک رزومه خوب و قوی از کار خود داشته باشیم.

بهترین کشورها برای مهاجرت:

1)آلمان

آلمان یکی از قدرت های اصلی فناوری در دنیا محسوب می شود .

این کشور بیشترین مهاجرین متخصصی که خواهان ورود به اتحادیه اروپا می باشد را جذب می کند.

اکوسیستم کسب و کار این کشور به گونه ای است که برای رشد و توسعه کار مبتنی بر برنامه نویسی و فناوری اطلاعات مهیا شده است .

یکی دیگر از دلایل مهاجرت به آلمان هذینه زندگی در این کشور می باشد که نسبت به کشورهای انگلیس ،استرالیا و کانادا پایین تر می باشد.

2)کانادا

کانادا یکی از اصلی ترین مقاصد مهاجرت افرادی است که به برنامه نویسی و فناوری اطلاعات تسلط دارند می باشد.

میزان زمان کاری یک برنامه نویس در کانادا به طور میانگین 40 تا 50 ساعت در هفته می باشد.

ادمونتون و تورنتو بهترین مناطق برای برنامه نویسان در کانادا می باشد.

3)استرالیا

استرالیا به طور کلی کشوری مناسب برای مهاجرت افراد متخصص در تمامی رشته ها می باشد .

در این کشور مشاغلی مبتنی بر فناوری اطلاعات و برنامه نویسی روز به روز درحال گسترش می باشد.

در سال های اخیر دولت استرالیا با توسعه زیرساخت های تکنولوژی موفق شد 14هزار فرصت شغلی در بستر فناوری اطلاعات فراهم سازد.

از این رو بسیاری از برنامه نویسان به فکر مهاجرت به کشور استرالیا می باشند.

4)آمریکا

از آنجایی که در کشور آمریکا بیشترین و بزرگترین شرکت های فناوری اطلاعات و برنامه نویسی وجود دارد از این رو می توان گفت که بهترین کشور برای مهاجرت برنامه نویسان می باشد.

به دلیل این که بهترین دانشگاه های دنیا در زمینه فناوری اطلاعات در این کشور می باشد و سالیانه فارغ التحصیلان زیادی وارد بازار کار می شوند به همین علت رقابت بالایی در این رشته وجود دارد.

افرادی که در رشته فناوری اطلاعات ، نرم افزار و هوش مصنوعی تحصیلات خود را گذرانده اند شانس بهتری نسبت به بقیه در پیدا کردن کار دارند.

نوشته بهترین کشور ها برای مهاجرت یک برنامه نویس اولین بار در ویرگول پدیدار شد.

گردآوری توسط ایده طلایی

یک عدد دانش برنامه نویسی لطفا !

من همیشه سعی میکنم پست ها و مطالبی که منتشر میکنم حس خوبی رو به کاربر منتقل کنه، ولی پیشاپیش بهتون میگم که این پست تقریبا یک نکته و هشدار درباره دوره های برنامه نویسی ای که در سطح اینترنت میبینید هست و انتظار مواجه شدن با یک مطلب خیلی باحال رو نداشته باشید. اما نکته و هشداری هست که حتما باید بدونید.

احتمالا براتون پیش اومده که برای یادگیری برنامه نویسی (میتونه یک زبان باشه، میتونه یک فریم ورک باشه یا هرچیز دیگه) رفتید و دوره آموزشی ای رو خریداری کردید.

برای هر چیزی پول خرج نکن!

خرید دوره های آموزشی خیلی خوبه، ولی بستگی داره چی باشه. اگر پیچیده باشه یا کمیاب باشه، مشکلی نداره. ولی خب، اگر آموزش یک زبان برنامه نویسی هست، یا آموزش یک فریم ورکی که الان خیلیا باهاش کار میکنن، یا مبحثی که خیلیا بلدن، نباید این دوره هارو بخرید.
متاسفانه اخیرا همراه دوستانم در اینستاگرام و شبکه های اجتماعی پیج ها و سایت هایی رو میبینیم که آموزش هایی که ارزش فروش نداره رو به قیمت های خیلی زیاد میفروشند.

راه حل چیه؟

پیشنهاد من و خیلی از برنامه نویسان خوب دیگه که چند سالی در این حرفه تخصص دارند، یوتیوب هست. خیلی خودمونی و ساده بگم، تو یوتیوب از ناخن گرفته شده و نحوه آب خوردن، تا آموزش هک ناسا رو میتونید پیدا کنید!

حداقلش اینه که من خودم الان یه هفته هست که شروع کردم در یوتیوب دوره های آموزشی برنامه نویسی رو بطور کاملا رایگان آپلود میکنم تا حداقل به دیگران کمک کنم. اگر خواستید میتونید از اینجا یه سری بزنید.

کلام آخر

من خودم تا به حال بجز دوبار دوره آموزشی ای رو نخریدم و اکثرا از سایت های خارجی و داکیومنت یاد گرفتم. اما تجربه خودم از خرید این دو دوره این بود که یکی از اون دوره ها محتواشون به قدری کمیاب بود که من مجبور شدم اون دوره رو بخرم و اتفاقا اون مدرس هم خیلی عالی تدریس میکرد. اما دوره آموزشی دومی که خریدم، بعد از یک سرچ ساده در گوگل و برخوردن به یک مشکل متوجه شدم که این دوره بطور کامل در یوتیوب وجود داره و اون فردی که در یوتیوب این دوره رو برگذار کرده بود، قابل مقایسه با مدرس دوره ای که من خریدم نبود و کیفیت دورشون فوق العاده بود.

در یک کلام، دوره های آموزشی فروشی خوبه، اما اگر کمیاب و پیچیده باشه. در غیر این صورت قبل از خرید حتما در یوتیوب اون دوره رو جستوجو کنید، شاید همچین دوره ای وجود داشته باشه.

اگر شماهم تجربه ای از خریدن دوره های آموزشی برنامه نویسی دارید، حتما کامنتش کنید.

نوشته یک عدد دانش برنامه نویسی لطفا ! اولین بار در ویرگول پدیدار شد.

گردآوری توسط ایده طلایی

«وقتی هزار تومان نداشتم غذایم را گرم کنم» خودزندگی‌نامه: داستان یک چرخش؛

امشب مفصل خواهم نوشت. و مثل همیشه راجع به خود، و در کاوش خود. امشب از عشق به سینما، کنکور هنر، خدمت سربازی، و برنامه نویسی خواهم گفت. امشب، داستان زندگی مرا خواهید خواند، از پانزده سالگی تا به امروز که بیست‌وسه سال دارم. هشت سال؛ باورم نمی‌شود! با عدد هشت در همین لحظه که این متن را می‌نویسم مواجه شدم! عدد هشت کمی بزرگ است برای یک سوم از زندگی آدم بودن!

عکس از نویسنده با نام «دوراهی»؛ ثبت شده بر روی نگاتیو ۳۵ میلی‌متری با تکنیک Double Exposure

پانزده سال داشتم و می‌خواستم برای انتخاب رشته آماده شوم. چه می‌خواستم بخوانم؟ اولین و آخرین جواب: هنر! از اوایل زندگی‌ام با هنر مأنوس بودم. والدینم برایم خاطره‌ای را تعریف کرده‌اند که من سه سال داشتم و آن‌ها در حال تماشای فیلم «طوطیا» بوده‌اند و من هم در گوشه‌ای نشسته بودم که ناگهان با دیدن صحنه‌ی جدایی بچه از پدرش در فیلم، زده‌ام زیر گریه و پدرم را در آغوش کشیده‌ام! کمی برای بچه‌ی سه ساله زود بود!
یا خودم یادم می‌آید که نه سال داشتم و شعر «کوچه» فریدون مشیری را حفظ کرده بودم، و چند باری هم با آن گریه کرده بودم، نمی‌دانم برای که یا برای چه، ولی انگار از بچه‌گی با «جدا شدن‌ها» میانه‌ای نداشتم. ولی همانطور که گفتم میانه‌ام با هنر خوب بود. همیشه دوست داشتم هنرمند بشوم. رسیدیم به روزهای انتخاب رشته. به مادرم گفتم می‌خواهم هنر بخوانم، مخالفت کرد، گفت درآمدی ندارد، شغلی پیدا نمی‌کنی و آینده‌ای نداری. برای خانواده‌ای مثل ما، پول مهم بود. پول برای دو دسته از خانواده‌ها مهم است: آن‌ها که دارند و آن‌ها که ندارند! ما نداشتیم؛ پس مادرم گفت:‌ برو دنبال ریاضیات و مهندسی. ریاضی‌ات هم که خوب است؛
آن روزها خیلی ناراحت بودم، ولی نه قدرت جنگ با خانواده را داشتم و نه از عمق فاجعه با خبر بودم. از طرفی راست هم‌ می‌گفتند! نمی‌خواستم زندگی‌ام را با بی‌پولی سر کنم. سر خودم را با این حرف‌ها شیره مالیدم و قبول کردم. گفتم: معماری می‌خوانم تا بی‌ربط با هنر هم نباشد.
به دلیل این بحث ‌و جدل‌ها کمی برای ثبت‌نام مدرسه دیر کرده بودیم و اواخر شهریور بود که رفتیم ثبت‌نام کنیم. چندین هنرستان رفتیم و همه گفتند ظرفیت معماری پر شده! کار از کار گدشته بود. آخرین سنگر هنر هم از دست رفت! مدیر آخرین هنرستان گفت: معماری پره، نمره‌های ریاضیت خوبه، می‌نویسمت واسه الکتروتکنیک. و من فقط سر تکان دادم: «بنویس».
ماه اول را به مدرسه نرفتم، افسرده شده بودم، ولی مجبور بودم کنار بیایم، کم‌کم به امید این که آینده‌ی خوبی خواهم داشت و مهندس خواهم شد، با سیم‌چین و انبردست و کابل و از این قبیل ابزارآلات عجین شدم و سال‌های هنرستان گذشت و از مهندسی برق تبریز قبول شدم و دانشگاه را شروع کردم.
ترم اول با معدل الف، ترم دوم الف، ترم سوم ۱۳، ترم چهار ۲، ترم پنج ۲! بله دو ترم پشت سر هم معدل «۲». ۲ خالی. چون بدون اینکه به خانه بگویم دو ترم دانشگاه نرفتم تا اخراجم کنند چون روزانه خوانده بودم و باید ضرر و زیان هزینه‎ای که برایم شده بود را می‌دادم که ۴ میلیون بود. اخراج شدم تا پول انصراف را ندهم و به خدمت بروم.
داستان از آن‌جایی شروع شد که ترم سه، صبح ساعت ۸ در کلاس تحلیل مدار نشسته بودم و آنلاین سخنرانی بعد از اسکارِ دیکاپریو را تماشا می‌کردم! یک جای کار می‌لنگید! دیگر نمی‌توانستم به بهانه‌ی پول، سر کلاس تحلیل مدار بنشینم و به شغلی که علاقه ندارم فکر کنم. حس‌وحال آن روزها را دقیقا به یاد دارم. با خودم می‌گفتم: «من نمی‌تونم یه کارمند لعنتی توی یه نیروگاه برق لعنتی یا اداره برق باشم. من باید کارگردان بشم. من اگه کارگردان نشم خودمو می‌کشم!»
از اواخر هنرستان شروع به جدی فیلم دیدن کرده بودم، آتش سینما در درونم شعله‌ور شده بود. آرامشم فقط و فقط در تماشای دیوانه‌وار فیلم‌ها بود، و نه چیز دیگر. هدف این بود: روزی سه فیلم، هفته‌ای یک کتاب! بعدها خواندم فرانسوا تروفوی فقید هم این قرار را با خود گذاشته بود! «روزی سه فیلم، هفته‌ای یک کتاب». خلاصه داشته و نداشته‌ام را خرج کتاب‌‌های سینمایی می‌کردم و در طول یک سال، نزدیک به هزار فیلم دیده بودم و تمام کتاب‌های چارت کارشناسی سینما، و دیگر کتا‌های مرجع انگلیسی و فارسی را خوانده بودم! در مجله‌های محلی و در سایت نقد فارسی شروع به نوشتن نقد کردم. نقدهایم باز خورد خوبی گرفت. دیگر نمی‌توانستم تحلیل مدار و ریاضیات محض و درس‌های سنگین رشته برق را تحمل کنم. من کنکور هنر می‌خواستم. من دانشگاه هنر تهران، رشته سینما را می‌خواستم. مانعش چیزی نبود: دو سال خدمت و یک مدرک پیش دانشگاهی!

Cinema Paradiso 1988 فیلم

خودم را اخراج کردم و در حالی که برگ سبز اعزام به خدمت در دستم بود وارد خانه شدم. مادرم گریه می‌کرد، من می‌خندیدم!
۹۶/۱۲/۱۹ با مدرک دیپلم اعزام شدم. نیروی زمینی ارتش، پادگان شهید شعبان برخورداری، همان عجب‌شیر معروف!

نمی‌خواهم اینجا از خاطرات خدمت و این‌که چه شجاعانه میان کوه‌های روستای گلمانخانه ارومیه در برجک پست می‌دادم، صحبت کنم! فقط در این حد بگویم که به سختی فراوان، با تحقیرهای فراوان برای مرخصی‌های ساعتی که برای شرکت در امتحان‌ها می‌گرفتم، در طول خدمت مدرک پیش دانشگاهی‌ام را با بهترین نمره ممکن گرفتم تا آماده کنکور هنر شوم، و از همان روزهای خدمت، مطالعه‌ی کنکور را شروع کردم.

خدمت تمام شد. همه چیز آماده‌ بود. پولی قرض کردم و لیست طویلی از کتاب‌های گران قیمت و کم‌یاب کنکور هنر را خریدم و شروع کردم. در کتاب‌خانه مرکزی تبریز درس می‌خواندم، روزی دوازده ساعت! بچه‌های تجربی آن‌جا می‌گفتند تو دیوانه‌ای! برای هنر دوازده ساعت درس می‌خوانند؟! و همه اتفاق نظر داشتند که رتبه زیر پنجاه را خواهم آورد.
برای سیگار کشیدن به حیاط کتاب‌خانه می‌رفتم، و به دانش‌آموزان مدرسه‌ی موسیقی اقبال‌آذر که در کنار کتاب‌خانه ما بود، با حسرت نگاه می‌کردم. دانش‌‌آموزانی که با سازهای خود وارد مدرسه می‎‌شدند و «هنر» می‌خواندند! آن نوجوان‌ها نمی‌دانستند چه فرصتی در دستشان است. نمی‌دانستند برای آن کتاب‌هایی که آنها در اول سال تحصیلی مجانی گرفته‌اند، و در طول سال بازش هم نکرده‌اند، من ششصد کیلومتر تا تهران رفته‌ام که از انقلاب پیدایشان کنم. آخر سر هم نکردم، و نسخه PDF شان را پرینت کردم و از این‌گونه مصائب!
روزی دوازده ساعت، مفید و بی‌وقفه، و با وسواس شدیدی که در کمتر دانش‌آموز هنری پیدا می‌شد، درس می‌خواندم، آمار آزمون‌های آزمایشی که داده بودم نشان از این واقعیت داشت که من برای رتبه زیر پنجاه خیز برداشته‌ام. آماده‌ام برای هنر تهران، سینما! اما مشکلی وجود داشت؛ پول! من بی‌پول بودم.
تقریبا از سیزده‌سالگی کار کرده بودم و همیشه روی پای خودم بودم. فروشندگی، کار یدی، پخش تراکت، سالن کار رستوران، همه جور کاری که یک نوجوان می‌تواند انجام دهد. اما از یک سال قبل از خدمت کار نکرده بودم، بعد هم خدمت و بعد از آن کنکور. سه سالی بود که از لحاظ مالی هیچ ورودی‌‎ای نداشتم. و بعد از خدمت، روی پول گرفتن از خانواده را هم نداشتم؛ حتی اگر من این رو را داشتم، آن‌ها پول اضافی برای هزینه‌های من نداشتند! پس تصمیم گرفتم در به‌صرفه‌ترین حالت ممکن زندگی کنم.
پیاده به کتاب‌خانه می‌رفتم و پیاده برمی‌گشتم. فقط هر دو روز یک‌بار یک پاکت سیگار کمل سفید (CAMEL) می‌گرفتم که برای هر روزش سه هزار تومان سکه می‌انداخت! هزار تومان برای پر کردن فلاکسم در بوفه کتاب‌خانه، و هزار تومان برای گرم کردن غذایم در همان بوفه. می‌شد روزی پنج هزار تومان! پس با ماهی صدوپنجاه هزار، زنده می‌ماندم. پنج ماه، را به این منوال گذراندم و اسفند ماه رسیده بود. روزهای حساس یک پشت کنکوری. اسفند می‌تواند ماه وحشت‌ناکی باشد اگر از شهریور ماه روزی دوازده ساعت درس خوانده باشی! و هر پشت کنکوری می‌داند که در این روزها، آدم با کوچک‌ترین بهانه بهم می‌ریزد.

کملی که این‌ روزها ۱۱ تومان شده!

در یکی از همین روزهای اسفندیِ پشت کنکوری، طبق روال همیشه، ساعت ۱۴:۱۵ از سالن کتاب‌خانه خارج شدم تا در بوفه ناهارم را گرم کنم. قابلمه را گذاشتم روی میز، دست به جیب شدم تا هزار تومن دربیاورم و به متصدی بدهم تا غذا را گرم کند. بعد از کمی گشت‌وگذار انگشتانم در جیب شلوار، دیدم که پول ندارم! ولی طبق برنامه باید پول همراهم می‌بود، همیشه برنامه‌ریزی آن پنج هزار تومان را می‌کردم! پول زیادی نبود که نتوان برنامه‌ریزی‌اش را کرد! من روی کاغذ باید هزار تومان داشته باشم؛ ولی نداشتم. یادم افتاد! صبح پول پر کردن فلاکس یکی از دوستانم را همراه فلاکس خودم دادم و او هم یادش رفت پول را بدهد. شاید هم بعدا که رفتیم سالن مطالعه، یادش بود ولی حوصله نداشت دست در کیف پولش کند و دنبال هزار تومنی برای من باشد، شاید در ذهن خودش گفته بود: فردا هم من فلاکس او را پر می‌کنم!
ولی شاید ندانید که نبود هزار تومان، همان هزار تومانی که بعضی اوقات حال از جیب درآوردنش را نداریم، چه کارها که نمی‌تواند با یک آدم بی پول بکند! آدم بی‌پول اگر هزار تومان نداشته باشد، می‌تواند یک روز کامل گرسنه بماند، می‌تواند به خاطر هزار تومان، کرایه تاکسی را نداشته باشد و یک مسیر هجده کیلومتری را پیاده برود! مسیری که اگر هزار تومان داشت، با تاکسی برای‌اش سه دقیقه آب می‌خورد!
آن روز برای من از آن روزها بود. هزار تومانی که برای پر کردن فلاکس دوستم داده بودم، داشت برایم گران تموم می‌شد، و غذایم نیاز به گرم شدن داشت و نمی‌توانستم سرد بخورمش، و بدنم به غذا نیاز داشت تا عربی ۳ لعنتی را بخوانم تا سال بعد در هنرِ تهران لعنتی باشم!
نمی‌خواستم از کسی پول بگیرم، ناسلامتی برنامه‌ی «نجات با روزی پنج هزار» را چیده بودم تا از کسی پول نگیرم! و نمی‌خواستم از متصدی بوفه بخواهم که غذایم را گرم کند و فردا پولش را بدهم، چون آدم بی‌حوصله‌ای بود و نمی‌خواستم حرف ناجوری بشنوم. پس چه کردم؟ فکری به سرم زد!
قابلمه غذا را برداشتم، و آرام گذاشتمش روی شوفاژِ آن طرف میزهای غذاخوری در بوفه! گرمای شوفاژ می‌توانست غذا را گرم کند، ولی باید نیم ساعت صبر می‌کردم، عقب افتادگی زمانی را هم با نیم ساعت اضافه خواندن در شب حل و فصل می‌کردم.
غذا را گذاشتم روی شوفاژ و طوری ایستادم که متصدی نبیند غذایم را آن‌جا گذاشته‌ام. داشتم بیرون پنجره را نگاه می‌کردم که بعد از دقایقی دیدم کسی پشت سرم سبز شد. متصدی بود، با صدای بلند گفت:
«هزار تومن چیه بدبخت، به من هزار تومن منفعت نمی‌دی که هم غذای خودت گرم شه هم جیب ما پر، عوضش نیم ساعته اینجا کنار شوفاژ داری پست می‌دی واسه این قابلمه، قابلمتو بردار بزن به چاک!»
ساعت سه ظهر بود، یعنی شلوغ‌ترین زمان بوفه، همه‌ی بچه‌ها آنجا بودند و همه ‌شان قضیه را دیدند. من در مقابل همه، تحقیر شدم؛ شدم آن آدم بدبختی که به خاطر هزار تومان نیم ساعت غذایش را روی شوفاژ می‌گذارد!
قابلمه را برداشتم و به سمت در رفتم، و در حالی که از کنار متصدی می‌گذشتم، او داشت به همان بچه‌هایی که آن‌جا نشسته بودند می‌گفت: «بدبخت هزار تومن نمیده غذاشو گرم کنیم بعد اومده واسه ما کنکور بده مهندس شه».
از بوفه خارج شدم و سیگاری روشن کردم، سیگار اول را نفهمیدم چگونه دود کردم، عصبی بودم، دستانم از شدت فشار می‌لرزید. در مقابل همه تحقیر شده بودم؛ آن هم بعد از آن همه تلاش برای «با سیلی صورت خود را سرخ نگه داشتن!» علاوه براین‌که عصبی بودم، ترسیده بودم! انگار در یک لحظه، ستون‌های پوشالی آرزوهای‌ام در هم شکست. با خودم هزاران بار فکرش را کرده بودم که اگر قبول شوم، چگونه قرار است از پس هزینه‌ی زندگی در تهران بیایم، و هیچ‌وقت به جوابی نمی‌رسیدم. «عصرها بعد از کلاس در کافه‌های انقلاب کار می‌کنم!» با این جمله خودم را گول می‌زدم، توی کتم نمی‌رفت که من به خاطر پول نمی‌توانم در هنر تهران درس بخوانم! ناسلامتی من به خاطر این کنکور لعنتی، هفت‌خوان رستم و هشتمین خوان اخوان ثالث را هم رد کرده بودم! پنج ترم دانشگاه را زمین زده بودم و به خدمت رفته بودم و مدرک پیش دانشگاهی گرفته بودم و هزار مصیبت دیگر. این‌ها برایم پنج سال زمان برده بود! اما می‌دانستم که ممکن نیست، می‌دانستم که نمی‌توانم با این وضع مالی در تهران درس بخوانم! فقط خودم را گول می‌زدم.
اما آن روز، بعد از آن تحقیر، بعد از آن‌که شخصیتم به خاطر هزار تومان زیر سوال رفت، باورم شد. باورم شد که نمی‌توانم بروم، باورم شد که بدون پول نمی‌توانم کاری کنم، باورم شد که راست می‌گفتند: «پول توش نیست!» حالم بد بود، کلمات متصدی بوفه را هزاران بار در ذهنم مرور کرده بودم. گویی در لحظه‌ای تمام آرزوهایم رنگ باختند، هنر تهران و تحصیل سینما، در کسری از ثانیه برایم از اولویت خارج شدند! وارد سالن مطالعه شدم، وسایلم را جمع کردم و برای همیشه از آن‌جا خارج شدم. در تقریبا کم‌‎تر از یک ساعت، فلسفه‌ی زندگی‌ام، از «اگر کارگردان نشوم خودم را خواهم کشت» به «اگر پول نداشته باشم نمی‌توانم کارگردان بشوم» تغییر کرد. این ‌بزرگ‌ترین «چرخش» فکری من در زندگی بود؛ که در کم‌تر از یک ساعت رقم خورد! فکر می‌کنم وقتی پیرمردها از تجربه حرف می‌زنند، از چنین چیزی سخن می‌‌گویند!
از کتاب‌خانه خارج شدم، تصمیم گرفتم پول در بیاورم و بعد به سینما فکر کنم. شد همان حرفی که مادرم مدام می‌گفت: «برق و بخون کنارش سینماتم بخون» و من چقدر از این جمله متنفر بودم! اما زندگی به تنفر آدم‌ها کاری ندارد، حالا داشتم آن جمله را می‌زیستم!
دوستی داشتم که برنامه‌نویس موفقی بود و استارت‌آپ موفقی داشت. یک بار که وضعیت مرا دیده بود به من گفت: «می‌تونی دولوپر بشی، پول تو کیبورده! امتحانش کن» و من هم با این جمله که من از دنیای کامپیوتر فقط نصب کردن VLC را برای فیلم دیدن بلدم، پیچانده بودمش!
در همان لحظه، در حالی که تمام کتاب‌هایی که از کتاب‌خانه برداشته بودم، روی دوشم سنگینی عجیبی می‌کرد، به رفیقم زنگ زدم: «می‌تونی برنامه نویسی یادم بدی؟»
من تصمیم گرفته بودم دولوپر بشوم!

برای شروع کار به دفتر دوستم رفتم. مشکل این بود که لپ‌تاپم خراب شده بود و نمی‌دانستم چطور بدون لپ‌تاپ می‌شود دولوپر شد! کیس قراضه‌ای داشتم. آن را راه انداختم و در حالی که تقریبا سه دقیقه طول می‌کشید تا این سیستم یک تب گوگل کروم را باز کند، شروع به تماشای کورس آموزشی کردم؛
Learn HTML and CSS3 from scratch – full course !
بعد از یک ماه کار با آن سیستم قراضه، و نوشتن کد در Note Pad، دیدم که نمی‌شود باید لپ‌تاپی دست و پا کنم. دست بر قضا همان دوستم داشت لپ‌تاپش را می‌فروخت و لپ‌تاپ مناسبی هم بود برای شروع کار. اما پولی نداشتم. من برای هزار تومان سینما را بوسیده بودم و گذاشته بودم کنار! از خانواده چهار میلیون قرض گرفتم: «تا یه سال این پول و بهتون برمی‌گردونم!»
پول را گرفتم و لپ‌تاپ را خریدم.

لحظه‌ای که لپ‌تاپ را خریده بودم و داشتم ویندوز عوض می‌کردم!

روزهای اوایل کرونا بود و قرنطینه سراسری در اوایل فروردین ۹۹. شروع کردم در خانه HTML و CSS تمرین کردن. بعد از ۲ ماه، Property در CSS وجود نداشت که من از آن بی‌خبر باشم! دولوپرهای‌اش می‌دانند ادعای گنده‌ای کردم! از اواخر اردیبهشت شروع کردم به یادگیری JavaScript. سخت بود و نیاز به زمان داشت. دوستم گفته بود: «جاوااسکریپت اقیانوسه!» دو ماه بود که JS تمرین می‌کردم که فرصت شغلی خوبی پیش آمد. چهاردهم تیر ماه ۹۹ به عنوان کارآموز React.js وارد یک شرکت خوب برنامه‌نویسی در تبریز شدم. چهار ماه برای شرکت HTML می‌زدم و JS تمرین می‌کردم و React یادم می‌گرفتم. پنجم آبان ۹۹ اولین پروژه React را استارت زدم و پانزدهم همان ماه، پنج میلیون از بابتش پول گرفتم و این شد اولین پولی که از برنامه‌نویسی عایدم شده بود. بعد از هشت ماه. چهار میلیون قرض خودم را با خانواده که قرار بود در یک سال برگردانم، در هشت ماه تصفیه کردم و بعد از آن خودم را مهمان دونر کباب ترکی مورد علاقه‌ام در خیابان شهناز تبریز کردم! برنامه‌نویسی شغل مورد علاقه‌ام نبود ولی دوستش داشتم، می‌توانستم با این کار کنار بیایم. هرچند حس من به برنامه‌نویسی عجیب بود! حس پیرمردی را داشتم که بعد از پنجاه سال زندگی مشترک، زنش را از دست داده بود و پس از آن، برای فرار از تنهایی و نجات از مصائب پیری با زن دومی ازدواج کرده بود! برنامه‌نویسی برای من آن زن دوم بود! اما حداقل مرا سرپا نگه می‌داشت!
از کاری که کرده بودم راضی بودم و امیدی داشتم برای روزهای آتی؛ یک قدم به سینما نزدیک‌تر شده بودم! به معشوقه‎‌‌ام که به قول بوکوفسکی نبوسیدمش؛ فقط برایش نوشتم!

امروز که این متن را می‌نویسم، تصمیم گرفته‌ام برای کنکور ۱۴۰۰ آماده شوم و در کنارش کار کنم، سخت است ولی شدنی‌ست. آدم‌هایی هستند که چنین کارهایی کرده‌اند. مثلا پویا پیرحسین‌لو که هم Co-founder ابر آروان است و هم نویسنده و کارگردانی موفق در تئاتر.
این تصمیم بهانه‌ای شد برای نوشتن این حسبِ حال! زیرا لحظه‌ای تمام این هشت سال را در ذهنم مرور کردم، و با خودم فکر کردم، ارزش نوشتن دارد! همان گونه که ارزش زیستن داشت، و زین پس هم خواهد داشت!
شاید زندگی همین نرسیدن‌هاست…

نوشته «وقتی هزار تومان نداشتم غذایم را گرم کنم» خودزندگی‌نامه: داستان یک چرخش؛ اولین بار در ویرگول پدیدار شد.

گردآوری توسط ایده طلایی