استاندارد بیسیم وای-گیگ چیست و چه کاربردهایی دارد؟

اگر به حوزه تکنولوژی علاقه داشته و تحقیقات جدید در زمینه دستگاه های موبایل یا شبکه های وایرلس را دنبال کنید، به احتمال زیاد اصطلاح وای-گیگ (WiGig) به گوشتان خورده است. در این مطلب می خواهیم این پروتکل فوق سریع وایرلس و نحوه کارکرد آن را بررسی کنیم.

وای-گیگ یک استاندارد وایرلس است که برای ارائه سرعت های بسیار بالا در شبکه های بیسیم طراحی شده. زیرساخت این فناوری شباهت زیادی با پروتکل ۸۰۲٫۱۱ac دارد، اما در فرکانس بالاتری کار می کند. همان طور که می دانید شبکه های وایرلس اینترنت کنونی در باندهای ۲٫۴ و ۵ گیگاهرتز فعال هستند، اما وای-گیگ برای انتقال داده از باند ۶۰ گیگاهرتز بهره می گیرد.

در واقع می توان وای-گیگ را را نوعی جایگزین مدرن برای وای-فای خانگی در نظر گرفت که ارائه و به کار گیری اینترنت فوق سریع را تشویق می کند.

در مورد چه سرعتی صحبت می کنیم؟

وقتی می گوییم ارتباط فوق سریع، واقعاً منظورمان همین است. در حال حاضر سیستم های ارتباط فیبری می توانند اینترنت را با سرعت ۱ گیگابیت بر ثانیه در اختیار کاربران قرار دهند، اما وای-گیگ فراتر از اینهاست. استاندارد وای-گیگ برای برای برقراری ارتباط پایدار با سرعت ۸-۷ گیگابیت بر ثانیه طراحی شده است.

با چنین سرعتی به راحتی می توانید اطلاعات مورد نیاز خود را در کسری از ثانیه دانلود کنید، یعنی عملاً فرایند دانلود بی معناست. حتی در حالت تئوری و روی کاغذ، وای-گیگ پتانسیل دستیابی به سرعت های ۵۰-۴۰ گیگابیت بر ثانیه را هم دارد، اما ابزارهای کنونی نمی توانند چنین نرخ داده ای را پشتیبانی کنند.

البته همان طور که می دانید سرعت اینترنت به تمام اجزای اکوسیستم ارتباطی یعنی روترها، سرورها، کابل ها و غیره بستگی دارد؛ پس دستیابی به سرعت باورنکردنی ۷ یا ۸ گیگابایت بر ثانیه در دنیای کنونی و در مقیاس وسیع، به این راحتی ها ممکن نیست. با این حال وای-گیگ می تواند مرزهای انتقال داده را از بین ببرد و هر زمان که دیگر تجهیزات به روز شوند، پتانسیل واقعی خود را نشان دهد. وای-گیگ مزایای دیگری از جمله تأخیر بسیار ناچیز را نیز به همراه دارد.

این فناوری شگفت انگیز چه زمانی معرفی شد؟

وای-گیگ یک استاندارد جداگانه و مستقل است که در سال ۲۰۱۳-۲۰۱۲ توسط «وای-فای گیگابیت الاینس» یا معاهده وای-گیگ معرفی شده و هدف آن، گسترش اینترنت پر سرعت گیگابیتی در جهان است. البته وای-گیگ به سرعت و در همان سال ۲۰۱۳ به «وای-فای الاینس» پیوست، که تمام پروتکل های وای-فای را تحت کنترل دارد. از آن زمان به بعد، معاهده وای-فای استاندارد وای-گیگ را نیز مدیریت می کند.

شاید از اینکه چنین استاندارد پیشرفته ای ۶-۵ سال قبل معرفی شده تعجب کنید، اما متأسفانه دنیای پروتکل ها و استانداردها به همین اندازه عجیب است. ساخت یک پروتکل جدید کار مانند انتقال داده بیسیم تازه ابتدای ماجراست؛ پس از آن مراحل دشوار و زمان بری مانند توسعه ابزارها و روش ها را پیش رو داریم، آن هم فقط روی کاغذ.

تازه پس از توسعه نهایی بخش تئوری ماجرا، باید پروتکل را تا جای ممکن اصلاح کرد، راهنمای آن را منتشر نمود، و سپس به سازندگان تجهیزات این امیدواری را داد که سرمایه گذاری در این پروتکل جدید واقعاً ارزش دارد، فقط باید برای مدت زمان نامعلومی صبر پیشه کنند تا این پروتکل در دنیای فناوری جا باز کند.

چرا تازه به یاد وای-گیگ افتاده ایم؟

دو دلیل مهم برای وضعیت کنونی وجود دارد. اول اینکه تأیید استاندارد وای-گیگ به زمان زیادی نیاز داشت. معاهده وای-فای طی سال های اخیر پروتکل های وایرلس متعددی را بررسی کرده و آماده سازی وای-گیگ برای دنیای واقعی هم زمان بر بوده است. در واقع وای-گیگ نشأت گرفته از استاندارد ۸۰۲٫۱۱ad است و به همین دلیل باید به اندازه کافی با آن تفاوت داشته باشد.

همین محدودیت های زمانی و فرایندهای طولانی باعث شد تا دستیابی به استاندارد واضح و آشکار برای وای-گیگ تا به امروز طول بکشد، استانداردی که سازندگان تجهیزات بتوانند به راحتی از آنها استفاده کنند. بحث و گفتگوهای فراوان پیرامون این پروتکل جدید در مورد به روز رسانی و ارتقاء تجهیزات کنونی، از جمله روترها و موبایل ها، همگی باعث شدند تا وای-گیگ طی ماه های اخیر در دنیای فناوری معروف شود.

دلیل دوم هم این است که در اوایل دهه جاری میلادی، فناوری های موجود توانایی پشتیبانی از وای-گیگ را نداشتند. پیاده سازی این استاندارد هیچ نتیجه ای را در پی نداشت، چون تولید انبوه قطعات و تجهیزات زیرساختی بزرگ و حجیم آن هم به راحتی ممکن نبود. اندک محصولاتی به پیاده سازی این پروتکل روی آوردند، اما عملاً کاربردی نداشتند.

به خاطر داشته باشید که تا چند سال قبل هیچ کس با انتقال داده در فرکانس ۶۰ گیگاهرتز آشنایی نداشت. حالا با گذشت زمان کافی، تکنولوژی به اندازه کافی با این مفهوم کنار آمده و تولید کنندگان به تولید انبوه قطعاتی روی آورده اند که واقعاً می توانند ارتباط پایدار وای-گیگ را برقرار سازند.

آیا وای-گیگ جایگزین استانداردهای وای-فای کنونی می شود؟

به هیچ وجه. سیگنال های وایرلس در فرکانس های بسیار بالا، مثلاً همین ۶۰ گیگاهرتز در پروتکل وای-گیگ، رفتار کاملاً متفاوتی با سیگنال های بیسیم کنونی در تجهیزات خانگی دارند. مهم ترین موضوع این است که فرستنده و گیرنده سیگنال های ۶۰ گیگاهرتزی باید دقیقاً یکدیگر را بدون مانع ببینند، یعنی این سیگنال توانایی عبور از دیوار را ندارد و نمی تواند یک شعاع خاص را به طور کامل پوشش دهد. برای مخابره سیگنال در پروتکل وای-گیگ، آنتن های کوچکی به اندازه انگشت شست انسان باید رو در روی یکدیگر قرار بگیرند. البته اندازه این آنتن ها روز به روز کوچک تر می شود.

این محدودیت ها، توانایی عمومی وای-گیگ را به شدت پایین می آورد. اگرچه ارتباط فوق سریع به واسطه این پروتکل ممکن است، ولی فقط بین دو دستگاه در یک اتاق که مستقیماً رو در روی هم قرار بگیرند. تازه باید حواستان باشد که از فضای بین آنها عبور نکنید و هیچ مانعی را سر راه آنها قرار ندهید.

همان طور که می بینید، وای-گیگ فعلاً یک استاندارد جانبی محسوب می شود که در موارد خاص، در کنار وای-فای استاندارد کنونی به کار گرفته خواهد شد. از کاربردهای بالقوه وای-گیگ می توان به دانلود سریع داده در سرورها یا انتقال تصویر با کیفیت بین دو دستگاه اشاره کرد. هدست های مستقل واقعیت افزوده یا مجازی که به نرخ انتقال داده بالایی نیاز دارند هم از این پروتکل بهره می برند. با این حال، شاید در آینده محدودیت های کنونی وای-گیگ هم رفع شده و شاهد استفاده خانگی از این پروتکل کاربردی باشیم.

نوشته استاندارد بیسیم وای-گیگ چیست و چه کاربردهایی دارد؟ اولین بار در دیجیاتو پدیدار شد.

گردآوری توسط ایده طلایی

فیس آیدی و تاچ آیدی تا چه اندازه ایمن هستند؟

اپل همیشه ادعا کرده که تاچ آیدی و فیس آیدی آن‌ها ایمن است. البته این ادعای اشتباهی هم نیست و می‌شود گفت که هر دو تکنولوژی مورد بحث از نظر امنیتی دچار مشکل خاصی نیستند و خیلی بعید به نظر می‌رسد که فرد دیگری بتواند موبایل شما را با استفاده از چهره یا اثر انگشت خود باز کند.

اما متاسفانه باید بگویم که بحث بر سر چنین تهدیداتی نیست. بلکه قضیه خیلی بزرگ‌تر از این حرف‌هاست و همیشه تهدیدات بزرگتری وجود دارند که باید حواسمان به آن‌ها باشد. پس بیایید کمی بیشتر به عمق این قضیه نگاه کنیم. با اینکه تاچ آیدی و فیس آیدی از نظر متدهای احراز هویت بیومتریک تفاوت‌های زیادی با هم دارند، اما از نظر ساختار خیلی به هم شبیه هستند.

به طور کلی وقتی شما قفل آیفون خود را با استفاده از قرار دادن صورت خود مقابل یک دوربین یا گذاشتن انگشتتان روی یک حسگر دقیق باز می‌کنید، تلفن هوشمندتان اطلاعات بیومتریک شناسایی شده را با داده‌های ذخیره شده در سکیور اِنکلِیو (پردازنده‌ای مجزا که تنها هدف آن‌ها حفظ امینیت موبایل است) مقایسه می‌کند.

اینجاست که اگر چهره یا اثر انگشت شناسایی شده با اطلاعات موجود در حافظه سیستم مطابقت داشته باشند، آیفون شما باز می‌شود. اما در غیر این صورت، آیفون‌ها همچنان قفل باقی می‌مانند و از کاربری که قصد باز کردنشان را دارند، رمز عبور درخواست می‌کنند.

همه این‌ها روی کاغذ عالی هستند و در تئوری کسی نمی‌تواند موبایل شما را بدون اجازه باز کند. اما در دنیای واقعی چطور؟ آیا همه این تکنولوژی‌ها در واقعیت هم می‌توانند از حریم شخصی ما محافظت کنند؟

فیس آیدی و تاچ آیدی به طور کلی ایمن هستند

به طور کلی فیس آیدی و تاچ آیدی از نظر تئوری ایمن هستند. بر اساس ادعای اپل، شانس اینکه شخصی بتواند با اثر انگشتش موبایل شما را باز کند، یک در پنجاه هزار است. این در حالیست که اپل خبر از احتمال یک در میلیونی باز شدن یک آیفون با چهره شخصی دیگر می‌دهد.

با یک حساب کلی هم می‌شود فهمید که احتمال درست حدس زدن یک رمز عبور چهار رقمی یک در ده هزار است. جالب اینجاست بدانید که اگر تنها دو عدد دیگر به رمز‌های عبور چهار رقمی اضافه شوند، این احتمال به یک در میلیون می‌رسد. پس با این اوصاف از نظر تئوری احتمال خیلی خیلی کمی وجود دارد که شخص دیگری بتواند قفل آیفونتان را با استفاده از چهره، اثر انگشت یا حدس زدن پس‌کد باز کند.

فقط یک شانس کوچک وجود دارد و آن هم این است که یک برادر یا خواهر دوقلوی همسان داشته باشید. اینجاست که ممکن است آیفون‌های تازه اشتباها چهره شما را با برادر یا خواهرتان اشتباه بگیرد و آن‌ها بتوانند قفل موبایلتان را باز کنند. با این حال، دوقلوها تنها ۰.۰۰۳ درصد از جمعیت جهان را تشکیل می‌دهند و به خاطر همین موضوع هم نمی‌توان زیاد به اشتباه آیفون‌ها خرده گرفت.

البته این مشکلی هم نیست که نشود آن را حل کرد و خیلی راحت می‌توان با خاموش کردن فیس آیدی و تنظیم یک پس‌کد پیچیده، جلوی شیطنت‌های دوقلوها را هم گرفت و کاری کرد که آ‌ن‌ها هم نتوانند قفل موبایل‌ها را باز کنند. اما این‌ها چیز‌هایی نیستند که بخواهید نگرانشان باشید و مسائل مهمتری وجود دارند که باید نگران آ‌ن‌ها بود.

ممکن است فیس آیدی و تاچ ایدی در مقابل حملات هدفمند آسیب پذیر باشند

با اینکه روی کاغذ جایی برای نگرانی نیست و می‌توان به تاچ آیدی و فیس آیدی اطمینان کرد، اما اگر گرفتار یک حمله هدفمند شوید قضیه کاملا فرق می‌کند. چرا که خیلی راحت اگر فردی بتواند شما را مجبور کند که موبایلتان را با اثر انگشت یا چهره خود باز کنید، دیگر کاری از دست هیچکس برنمی‌آید و کل اطلاعاتتان در دست دیگران قرار می‌گیرد.

این قضیه برای وقتی که در خواب هستید هم صادق است و اگر شخصی قصد شیطنت داشته باشد، می‌تواند با قرار دادن انگشتتان روی حسگر یا گرفتن موبایل مقابل صورتتان، آیفونتان را باز کند. مسلما این کار هم خیلی راحت‌تر از حدس زدن پس‌کد است و اگر کسی از نزدیکانتان بخواهد آیفونتان را باز کند فقط باید منتظر بماند تا به خواب بروید تا از این فرصت طلایی نهایت استفاده را بکند.

از طرفی تاچ آیدی خیلی راحت هم فریب می‌خورد. چند وقتی هست که محققین توانسته‌اند با پرینت یک اثر انگشت، نسخه‌ای جعلی از آن بسازند و به کمکش آیفون متعلق به صاحب اثر انگشت را باز کنند. البته استفاده از این روش چندان هم به صرفه نیست.

چرا که برای پرینت اثر انگشت‌ها به یک کپی با کیفیت و بدون لکه از آن‌ها در کنار کلی تجهیزات گران قیمت نیاز داریم تا بتوانیم از این روش جواب بگیریم. اما مسئله اینجاست که اطلاعاتی که بیشتر کاربران روی موبایل‌هایشان نگه می‌دارند آنقدرها ارزش ندارند که کسی بخواهد برای به دست آوردنشان تا این حد وقت و پول هزینه کند.

فیس آیدی و تاچ آیدی

تازه اگر هم کاربری اطلاعات مهمی روی موبایلش داشته باشد، مسلما به فکر امنیت آن‌ها هم هست و برایش تمهیدات امنیتی قدرتمندی در نظر می‌گیرد. به همین خاطر شاید هک تاچ آیدی کاربران عادی، راه حل خوب و مناسبی برای دسترسی به اطلاعات آن‌ها نباشد. پس خیالتان از این بابت راحت باشد؛ کسی قرار نیست که به خاطر یک سری اطلاعات عادی، تاچ آیدی شما را هک کند.

با این حال، خوشبختانه هنوز راهی برای هک کردن فیس آیدی مطرح نشده. اما اگر واقع بینانه نگاه کنیم، هیچ بعید نیست که در آینده راهی هم برای نفوذ به آن پیدا شود. البته تا الان وایِرد هزاران دلار خرج کرده تا بتواند راهی برای در هم شکستن فیس آیدی پیدا کند و همیشه به در بسته خورده‌. اما این دلیل نمی‌شود که راهی وجود نداشته باشد و مسلما در آینده بالاخره یک حفره ریز امنیتی برای عبور از فیس آیدی هم پیدا می‌شود.

این چیزی است که مارک راجرز، هکری هم که در این راه با وایِرد همراه شده به آن باور دارد و می‌گوید که هنوز مدت زمان زیادی از عرضه آیفون ۱۰ نگذشته و احتمالا در آینده نزدیک شاهد راه حلی برای نفوذ به آن خواهیم بود. البته همین الان هم یک راه نفوذ برای باز کردن تمام قفل‌های آیفون ۱۰ وجود دارد.

به طور کلی اگر دولت‌ها بخواهند که تمام تمهیدات امنیتی موجود روی یک آیفون را از پیش رویشان بردارند، هیچ چیز نمی‌تواند جلویشان را بگیرد و آن‌ها این کار را به صورت کاملا قانونی هم انجام می‌دهند. چرا که دولت‌ها، هم می‌توانند کاربران را مجبور به باز کردن موبایل‌هایشان بکنند و هم در کنار عدم همکاری، ابزاری همچون گری‌کی (گری‌کی ظاهرا ابزاری قدرتمند است که می‌توان با آن هر پس کدی را در هم شکست و تاچ آیدی و فیس آیدی را به تکنولوژی‌هایی بی مصرف تبدیل کرد) در اختیار دارند که می‌توانند از آن‌ها برای باز کردن قفل موبایل‌ها استفاده کنند.

اما با تمام این اوصاف، تاچ آیدی و فیس آیدی به این راحتی‌ها قابل هک کردن نیستند و با سپردن کلید قفل امنیتی موبایلتان به دست آن‌ها، مطمئمنا کسی به راحتی نمی‌تواند به حریم شخصیتان نفوذ کند. این یعنی اگر پای دولت وسط نباشد و قربانی حمله‌ای هدفمند هم نباشید، تاچ آیدی و فیس آیدی می‌توانند به خوبی از آیفونتان محافظت کنند و می‌شود تا اندازه زیادی به آن‌ها اعتماد کرد.

نوشته فیس آیدی و تاچ آیدی تا چه اندازه ایمن هستند؟ اولین بار در دیجیاتو پدیدار شد.

گردآوری توسط ایده طلایی

طرح های هیجان انگیز اوبر برای ایستگاه تاکسی های هوایی

سرویس تاکسی های هوایی اوبر موسوم به «UberAIR» از نظر بسیاری چیزی فراتر از یک رویای علمی تخیلی نیست، اما اوبر عمیقاً باور دارد که می تواند این طرح را تا سال ۲۰۲۳ به انجام برساند و در تازه ترین قدم عملی در این مسیر طرح های ایده ای از نخستین ایستگاه های فرود و پرواز تاکسی های پرنده خود موسوم به «Skyport» را منتشر کرد.

در خلال دومین روز از کنفرانس «Elevate Summit 2018» اوبر از ایده خود برای ایستگاه های فرود و پرواز تاکسی های پرنده اش رونمایی کرد. این ایستگاه ها یا همان «اسکای پورت ها» هنوز در مراحل نخستین طراحی خود قرار دارند، اما اوبر می گوید که چنین مراکزی می توانند در هر ساعت جابجایی بیش از ۴ هزار مسافر را مدیریت نمایند. برای نیل به این هدف ایستگاه های پروازی اوبر در هر ساعت ظرفیت پرواز یا فرود ۱ هزار UberAIR را خواهند داشت.

ایستگاه تاکسی های هوایی اوبر Skyport

نکته بسیار جالب در خصوص ایده اوبر آن است که این ایستگاه های فرود و پرواز می توانند به صورت یک ماژول کامل طراحی شده و در مکان هایی که فضای کافی داشته باشند نصب شوند. به عبارت دیگر می توان در طبقه آخر هر برج، آسمان خراش یا پارکینگ های طبقاتی یک Skyport احداث نمود.

ضمناً به لطف همین طراحی ماژولار می توان ایستگاه هایی با ظرفیت های متفاوت را بسته به تقاضا و بدون نیاز به طراحی اختصاصی احداث نمود. تنها کافیست که مشخص شود چه ظرفیتی از مسافر قرار است در این مجموعه میزبانی شود و به تناسب آن ماژول های فرود و همچنین سایر سرویس های جانبی به یکدیگر متصل شده و عرشه اصلی را خواهند ساخت.

در انتها لازم به ذکر است که این تنها یکی از ایده هایی است که کمپانی های معماری بزرگ برای محقق سازی ایده تاکسی های هوایی به اوبر پیشنهاد کرده اند. در ادامه می توانید سایر ایده ها برای احداث Skyport ها را مشاهده کنید.

ایستگاه تاکسی های هوایی اوبر Skyport ایستگاه تاکسی های هوایی اوبر Skyport ایستگاه تاکسی های هوایی اوبر Skyport ایستگاه تاکسی های هوایی اوبر Skyport

نوشته طرح های هیجان انگیز اوبر برای ایستگاه تاکسی های هوایی اولین بار در دیجیاتو پدیدار شد.

گردآوری توسط ایده طلایی

سرویس Klout و سیستم نمره‌دهی شیطانی‌ آن برای همیشه تعطیل می‌شود

اگر با Klout آشنایی داشته باشید، احتمالاً احساس فلج کننده ای که هنگام فکر کردن درباره راه های افزایش نمره روی این پلتفرم به کاربر دست می دهد را تجربه کرده اید. اما تا دو هفته دیگر، برای همیشه از این احساس رها خواهید شد؛ زیرا Klout در بیانیه اخیر خود، خبر از تعطیلی در روز بیست و پنجم ماه مه داده است.

Klout در سال ۲۰۰۸ تاسیس شد و هدفش ارائه راهی برای تعیین میزان تاثیرگذاری یا اینفلوئنس کاربران در شبکه های اجتماعی بود. از طریق چند الگوریتم به ظاهر جادویی، این سرویس به فعالیت های شما در شبکه های مجازی سرک می کشید و در نهایت «نمره Klout» شما را تخمین می زد؛ نمره ای بین ۱ تا ۱۰۰ که تعیین می کرد ارزش شما به عنوان یک انسان اجتماعی چقدر است.

البته امروزه نمره Klout پشیزی برای کاربران ارزش ندارد و هرکسی که اپیزود Nosedive سریال Black Mirror را تماشا کرده باشد از پیامدهای چنین سرویسی باخبر است. به همین خاطر، کمپانی مادر Klout تصمیم به به تعطیلی وب سایت و سیستم نمرده دهی این سرویس گرفته است.

Lithium Technologies، کمپانی مادر Klout در بیانیه ای ضمن تایید این خبر اعلام کرده:

Lithium به ارائه تکنولوژی ها و سرویس هایی متعهد است که تجربه مصرف کنندگی متفاوتی برای شما رقم می زنند. عرضه Lithium Messaging هم گواهی بر این ماموریت است. خرید Klout باعث شد Lithium به توانایی های ارزشمندی در زمینه هوش مصنوعی و یادگیری ماشین دسترسی یابد اما Klout به عنوان یک سرویس مستقل، با استراتژی های طولانی مدت ما همسو نیست.

Klout در دوران محبوبیت اش، نشانه ای از آینده خطرناکی بود که تکنولوژی داشت برای نوع بشر رقم می زد. این سرویس تعاملات اجتماعی شما را به ارقامی بی معنی تبدیل می کرد که نیازمند بهبود یا حفظ آنها بودید. منتقدان آن را «از نظر اجتماعی، شیطانی» می دانستند و حداقل یک پژوهش نشان داد که سیستم تخمین نمره Klout اساساً معیارهایی چرند دارد.

اما در سال ۲۰۱۱، بالغ بر ۱۰۰ میلیون کاربر از Klout استفاده می کردند و ترس از اهمیت یافتن نمره این سیستم در فرصت های شغلی سبب شد مردم فعالیت بیشتری در فضای آنلاین داشته باشند.

نوشته سرویس Klout و سیستم نمره‌دهی شیطانی‌ آن برای همیشه تعطیل می‌شود اولین بار در دیجیاتو پدیدار شد.

گردآوری توسط ایده طلایی

ربات‌های بوستون داینامیکس چند ترفند جدید یاد گرفته اند [تماشا کنید]

با انتشار هر ویدیوی تازه، ربات های بوستون داینامیکس بسیار طبیعی تر و فوق العاده تر از ویدیوی قبلی به نظر می رسند. این کمپانی اخیراً دو کلیپ جدید در کانال یوتوبی خود منتشر کرده که تازه ترین پیشرفت های دو ربات «Atlas» و «SpotMini» را به نمایش می گذارند.

در این کلیپ ها اطلاعات چندانی وجود ندارد که از قبل از آنها باخبر نبوده باشیم، اما یکبار دیگر می توان دید که این دو ربات به شکلی کاملاً طبیعی حرکت می کنند. در یک ویدیو، اطلس، ربات انسان نمای بوستون داینامیکس مشغول ورزش صبحگاهی روی چمن هاست و برای یک لحظه توقف می کند تا از روی کنده درخت بپرد. اگرچه پرش اطلس چندان خیره کننده نیست، اما توانایی اش در انجام این حرکت چندان دور از انتظار نبود؛ هرچه نباشد او قبلاً پشتک هم زده بود.

در ویدیوی دیگر، ربات شبه-سگ SpotMini در یک دفتر کار مشغول دویدن است و توانایی هایش در بالا و پایین رفتن از پله ها بدون هیچ مشکلی را به نمایش می گذارد.

بوستون داینامیکس می گوید که پیش از ضبط این ویدیو، یک اپراتور باید ربات را در مسیر از پیش تعیین شده حرکت می داد تا قادر به نقشه برداری از محیط باشد. اما در جریان این ویدیو، SpotMini در حال استفاده از دانش پیشین خود و نیز چند دوربین است تا به صورت خودکار حرکت کرده و از موانع دوری کند.

جالب ترین نکته درباره ویدیو اخیر این کمپانی آن است که ظاهراً راه رفتن یک ربات چهار پا به قدری عادی و قابل پذیرش شده که بوستون داینامیکس ترجیح داده سرعت ویدیو را افزایش دهد تا شاهد سایر توانایی های SpotMini باشیم!

نوشته ربات‌های بوستون داینامیکس چند ترفند جدید یاد گرفته اند [تماشا کنید] اولین بار در دیجیاتو پدیدار شد.

گردآوری توسط ایده طلایی